|
|
شعری از:
مهندس شاه امیر
فروغ به
زمستان و تو یکروز
- بدستِ
بهار نابود
خواهی شد و آن
روز نسرین
ها و سوسن ها لاله
ها و میخک ها و... بر دشت
و دمن - جلوه
گر خواهند
گشت... و
پروانۀ کوچک دیگر
از هراسِ تو در
لابلایِ برگ
هایِ خزان
زده پنهان
نخواهد گردید... و آن
روز روزن
ها دیگر
از هراسِ تو بسته
نخواهند بود. آری تو یک
روز نابود
خواهی شد ای
جبار ! ای
منفور ! ای سرد !... |
|