Hashemi SZ.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سید ظفر هاشمی

‏2009‏/04‏/15

واشنگتن دی سی

zafar.hashemi@gmail.com

 

آیا ناممکن ممکن است؟

براک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده حین سفر به اروپا و در اولین دیدار خود از یک کشور اسلامی، روی دور نمودن اختلافات میان امریکایی ها با مسلمانان تمرکز نموده و با دقت صحبت کرد که در گذشته ها، خصوصاً طی چند سال اخیر به گونۀ که شاید و باید است، رسیدگی نشده است. و طرز کاری حکومات قبلی این کشور، خصوصاً ادارۀ جورج بش در بدتر شدن این موضوع افزوده بود.

obama_lg.jpgبعد از حملات یازدهم سپتمبر در سال 2001 میلادی در نیویارک و واشنگتن و تهاجم نظامی ایالات متحده بر افغانستان و عراق تعداد گستردۀ مسلمانان جهان نه تنها در داخل کشور های اسلامی بلکه، و بخصوص، در کشور های که مسلمانان در آن در اقلیت قرار دارند، اینگونه برداشت میکنند امریکا آنها را بخاطر حملات یازدهم سپتمبر مقصر میدا ند و جامعه امریکایی نیز با آنها برخورد نادرست مینماید.

حملات یازدهم سپتمبر – که باعث کشته شدن بیش از سه هزار تن گردید – نزد امریکایی ها بدترین حمله دهشت افگنی بالای کشور شان بود. وقوع آن حملات باعث دگرونی های بی سابقه از لحاظ طرح پالیسی های امنیت داخلی و سیاست خارجی ایالات متحده گردید. بازهم بزرگترین قربانی این تغیرات مسلمانان در داخل امریکا و یا در سایر کشور های جهان بودند.

بادر نظرداشت حضور (نظامی) ایالات متحده در اکثر  کشور های جهان و با درک این کشور منحیث یک نیروی بسی قوی در جغرافیۀ جهان، تصامیمی که در واشنگتن اتخاذ میگردد، تاثیرات مستقیم و یا غیر مستقیم آن حتی در گوشه های دوردست جهان احساس میشود.

بعد از ختم جنگ اول و دوم جهانی ایالات متحده بحیث یک ابرقدرت در جهان عرض اندام نمود. و با ختم جنگ سرد و از هم پاشیدن شوری سابق، امریکا در سطح جهان یکه تاز باقی ماند. ولی سیاست های نا رسای این کشور – که تقویه و تسلیح افراط گرای برای شکست شوری بود – افراط گرای را مانند مار آستین بزرگ ساخت که امروز با صاحب خود درگیر میباشد.

استفادۀ گروه های افراط گراه از اسلام و احساسات مسلمانان برای پیشبرد اجندای خود در یک سو و از سوی دیگر بکار بردن قوت نظامی و اقتصادی امریکا برای سرکوبی آنها، اختلافات مسلمانان و امریکایی ها  را – خصوصاً در هشت سال حکومت جورج بش –   به بلندترین سطح آن کشانید.

براک اوباما منحیث یک چهره نو در جهان، با سابقۀ مختصر در سیاست و با تجربه کم در واشنگتن کوشش میکند سه موضوع را حل نماید که تنها فکر کردن برای گشودن آنگونه گره ها سالها را دربر خواهد گرفت. فارغ ساختن جهان از سلاح های ذروی، حل مسلۀ فلسطین و اسرائیل و مهمتر از همه، ازبین بردن اختلافات میان مسلمانان و امریکایی ها و متحدین آن کشور.

آقای اوباما در جریان دو سال مبارزات انتخاباتی برای احراز کرسی ریاست جمهوری امریکا و اکنون بحیث رئیس جمهور همواره بر نزدیک ساختن مسلمانان با امریکایی ها و التیام زخم های دو طرف تاکید میکند. زمانیکه او در پارلمان ترکیه سخنرانی کرد، ظاهراً تنها قانونگذران ترکی در مقابل او قرار داشتند، ولی در اصل او مسلمانان را در سراسر جهان مخاطب خود قرار داده بود. همانگونه که شخصیت وی امریکایی ها را در امریکا و اروپای ها را در اروپا مجذوب و امیدوار مینماید، سخنرانی او در ترکیه، با تضاد کامل با طرز برخورد جورج بش، تعداد کثیر مسلمانان جهان را روزنۀ صلح و مصلحت را نشان داد.

زمانی که او در پارلمان ترکیه گفت "امریکا با مسلمانان در جنگ نیست و هیچ گاهی نخواهد بود،" شاید تعداد زیادی آنرا محض یک سخنرانی سیاسی حساب نموده باشند، ولی زند گی شخصی او میتواند کسی را معتقد سازد که سخنان او در پهلوی سیاسی بودن محتوی نیز داشت.

امروز اوباما در عالیترین مقام دولتی امریکا کار میکند. او بدون پول پدر و با بخرچ دادن کوشش های فراوان در یکی از معتبر ترین پوهنتون های جهان در حالی تحصیل نموده که مادرش او را از کمک های خیریۀ دولتی نان صبح و شام را میداد. کار او منحیث یک سیاه پوست در آن مناطق شهر شیکاگو که فقر، بیچاره گی، بیسوادی، تعبیزات نژادی، تفاوت های اجتماعی (کلاس) و سایر مشکلاتی مشابهی که امروز تصویر بزرگ آن بین کشور های جهان اول و سوم دیده میشود، در بین سیاه پوستان به اوج رسیده بود، نمایانگر آن است که اوباما شاید در گفتارخود صداقت داشته باشد.

آقای اوباما در یک مصاحبه با روزنامه نیویارک تایمز پیشنهاد مذاکره با گروه های مخالف دولت کابل و طالبان را نموده بود. ایالات متحده از تقریباً 30 سال بدین سو با ایران روابط دپلوماتیک ندارد. ولی حین فرا رسیدن سال نو شمسی اوباما برای مردم و حتی دولت ایران یک پیام تبریکی ارسال نمود. هدف آن پیشنهاد برای مذاکره و مصالحه بود. باوجود حمایۀ بیدریغ برای دولت اسرائیل – منیحث یک متحد استراتیژیک امریکا در شرق میانه که هر رئیس جمهور و یا مقام عالی امریکایی برای آن کشور دارد – رئیس جمهور فعلی بار ها به طرفداری از مردم فلسطین و حق آنها ایجاد دولت آیندۀ مستقل فلسطینی صحبت نموده است.

اکثریت مسلمانان در سراسر جهان مفکورۀ گروه های افراطی – مانند القاعده و طالبان – را مغایر اعتقادات اسلامی و دور از جغرافیه های فکری خود میدانند. اوباما نیز به این موضوع پی برده و بین اسلام واقعی و تفسیر آن توسط افراطیون تفکیک نموده است. اکنون توپ بازی در دست مسلمانان و کشور های اسلامی است که چگونه پاسخ بدهند.

قبل از وقت است تا حدس زد که فاصله بین گفتار و عملکرد رئیس جمهور امریکا چه اندازه میباشد. آیا مفکورۀ اوباما که حتی از ذکر نام میانۀ خود (حسین) و ارتباط زنده گی با پدر و اقارب مسلمان خود محتاط بوده، جامعه عمل پوشیده میتواند؟ آیا توجیه دادن حملۀ اخیر اسرائیل بالای غزه، مردم فلسطین را میتواند معتقد سازد تا بر او اعتبار نمایند که واقعاً میخواهد در تشکیل دولت آینده آنها کمک نماید؟ آیا شرایط مذاکرۀ واشنگتن با تهران و برعکس آن قابل اجرا بوده و آیا ایرانی ها را به صلح امیدوار میسازد؟ و آیا "اهداف قابل اجرای" اوباما برای افغانستان که ختم القاعده و پناه گاه های آن گروه در افغانستان و پاکستان نسبت به تحقق دموکراسی در آن کشور برای حکومت او مهمتر است، حمایه مردم افغانستان را به خود جذب کرده نگهداشته میتواند؟

این نامعلومی ها نمونۀ از فهرست طولانی یی است که حکومت اوباما، حکومات کشور های اسلامی و مهمتر از همه مسلمانان و امریکایی ها با آن مواجه میباشد. ولی باید همیشه بخاطر داشت که برای نیل به هر هدف یک نکته آغاز حتمی است – حتی اگر اهدف ناممکن هم باشد.

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home