|
|
پورتال
افغان جرمن
آنلاین مرکز
تولید نفاق فرشته
حضرتی 27/9/2008
سویدن پورتال
افغان جرمن
آنلاین، یکی
از تارنماهای
انترنتی
افغانستان
است که جامعه
ء فرهنگی ما
اکثرا با
سیاست
ومحتوای آن
آشنایی
دارند.
ازآنجاییکه
این تارنما
مرکز پخش
ونشر اندیشه
های یک قشر
خاصی
ازجامعه ء ما
میباشد،
دراین متن
سعی ورزیده
شده است که
ازچشم انداز
متفاوت به
اهداف
وسیاست های
نشراتی آن
پرداخته شده
وجایگاه و
پایگاه آن در
شرایط تنش
آلود
موجودافغانستان
مورد سنجش
قرار گیرد.
خطوطی راکه
این تارنما
به عنوان
اهداف
نشراتی خود ذکر
کرده است،
حفاظت از
منافع ملی و
تلاش برای تامین
صلح وامنیت
می باشد. اما
آنچه را این
پورتال عملآ
به نشر وپخش
آن مبادرت
میورزد، دقیقا
برعکس آن
چیزی است که
به عنوان
اهداف وروش
نشراتی ازآن
نام برده است.
باتوجه به
مطالب
ومباحثی که
دراین
پورتال
منتشر
میشود، توجیه
وتقدیس
مظالم
جنایات
استبداد و
خصومت ورزی
زبانی
دوپدیده ء
بسیار روشن
وبرجسته اند
که باخط درشت
درپیشانی آن
نقش گردیده
است. نویسندگانی
مانند، اعظم
سیستانی و ولی
احمد نوری
ازجمله
کسانی اند که
افکارواندیشه
های نژادگرایانه
وتعصب
برانگیز شان
عریانتر
وبرهنه تر
ازدیگران
دراین
تارنما
منتشر
میشوند. به
تعبیر دیگر
میشود گفت که
این پورتال
ناشر ومبلغ
باورها
وافکار
برتریخواهانه
ء می باشد که
درگسترهء
تاریخ
دوصدساله ء
افغانستان
بستر تولید
وپرورش
مصیبت و
بدبختی برای
مردم این سرزمین
بوده است. مضامین
ومطالبی که
دراین
پورتال به
نشر میرسد
عمدتآ حامل
وبازتاب
دهندهء تفکر
قومی می باشد:
بطور نمونه
دراین
اواخر،
مقالهء از
ولی احمدنوری
درمورد
تفاوت میان
زبان فارسی
ودری به نشر
رسید که به جز
از شدت تعصب
نویسنده
دربرابر
زبان فارسی،
چیزی دیگری
درآن قابل
ملاحظه
ومشاهده
نبود. آقای
نوری در آن
مقاله سعی
ورزیده بود
که با
استنادبه گویش
تهرانی و
کابلی تفاوت
زبان فارسی
ودری را مشخص
نماید.
درحالیکه
بسیاری
ازلغات زبان
فارسی
درافغانستان
با گویش های
متفاوت محلی استفاده
میشود که حتی
این تفاوت را
میتوان در گویش
هراتی، شمال
ومرکز
افغانستان
تشخیص داد.
لذا این
تفاوت به هیچ
عنوان به
معنی تفاوت در
ساختار و
تفاوت
درنگارش نمی
باشد. بیدل،
حافظ،
فردوسی
ازجمله
معماران
زبان فارسی
اند که آثار
شان درقلمرو
زبان فارسی
خوانده میشوند.
اما آنگونه
که آقای نوری
به مسایل
زبانی پرداخته
است درحقیقت
شدت تعصب
ایشان را
نسبت به زبان
فارسی به
نمایش
میگذارد. البته
پرداختن به
این گونه
مسایل که
پورتال افغان
جرمن به آن
مبادرت
میورزد،
درامتداد یک سیاست
تعریف شده
قابل تحلیل
وتفسیر می
باشد. این
گونه تلاشها
از یکسو
روپوش
گذاشتن به
تسلسل جنایات
تاریخی
درافغانستان
می باشد که
عامل سیاه بختی
مردم
افغانستان
بوده است و از
سوی دیگر، فرار
ازواقعیت
های عینی
امروز
افغانستان
است؛ واقعیت
های که جنوب
این کشور را
به کانون تولید
وپرورش ترور
وتریاک
تبدیل کرده
است. این تیپ
نویسندگان
قشری نگر،
دگم اندیش و
نژادگرا که
تمام دنیای
اندیشه
وتفکر شان
درحصار پیوندهای
قومی
وقبیلوی
قرار گرفته
اند، ظاهرا ازهمین
آدرس تعلقات
قومی بامردم
شریف پشتون،
اظهار
دلسوزی وحسن
نیت می
نمایند. اما
درحقیقت
اینها کسانی
هستند که با
پرداختن به
مسایل تفرقه
انگیز و تنش
آلود قومی
وزبانی، قبل
ازهمه چیز
بزرگترین
خیانت وستم
را درحق مردم
مظلوم
ومسلمان
پشتون انجام
میدهند که
همواره دربستر
خواهشها
وهوسهای
سلسلهء
استبداد
قربانی شده
ومورد
دسبترد قرار
گرفته اند. همه
میدانیم که
بحران
متمرکز
درجنوب، ضمن
اینکه مصیبت
های سنگین را
برسرنوشت
مردم این
مناطق تحمیل
می نماید،
امینت وثبات
را درتمام
افغانستان
به چالش
کشیده است.
عوامل
وعناصری که
این بحران را
درداخل
افغانستان
بسترسازی
کرده است
ازهمین مردم
ومتعلق به
همین جامعه
میباشد. هیچ
بیگانهء
ازبیرون نمی
تواند بحران
وخشونت صادرکند
مگر اینکه
زمینه ء مصرف
آن درداخل فراهم
آید. به عبارت
دیگر،
بحرانی که
ازجنوب ریشه
میگیرد،
زمینه های
مصرف وپرورش
آن توسط همین
مردم فراهم
گردیده است.
اما این
پدیده هیچ گاهی
به عنوان یک
معضل داخلی
درپورتال
افغان جرمن
مورد دقت
وتوجه قرار
نگرفته
وتاهنوز کسی
شهامت نکرده
است که از آن
به عنوان یک
معضل که عمق
ریشه های آن
در داخل
افغانستان
می باشد
یادکرده و
مورد تحلیل
قرار داده
باشد. ولی نویسندگانی
مانند اعظم
سیستانی،
ولی احمد نوری،
صبور الله
سیاه سنگ، به
جای اینکه
تمام داشته
ها واندوخته
های فکری شان
را به این
معضل
متمرکزنموده
وحد اقل
جوانب مصیبت
بار آن را
مورد توجه
قرار دهند،
اولی به
توجیه و تائید
مظالم
استبداد می
پردازد،
دومی درمورد تفاوت
میان زبان
دری وفارسی
می نویسد و
سومی هم به
خیالبافیها
و قصه
پردازیهای
بی مورد وبی مصرف
مصروف میشود
که همهء این
تلاش ها دریک
تعامل
مشترک، مردم
بیچاره
افغانستان
را به سراب می
کشاند.
درمیان آنچه
که ناگفته
میماند،
مصیبت های
تلخ مردم
افغانستان
است که هنوزهم
مالیات
رقابت های
خونین تسلسل
استبداد را می
پردازند. پورتال
افغان جرمن
که ادعای روشنگری
و نشر اندیشه
های صلح آمیز
را دارد به
جای اینکه به
ترویج باور
وارزشهای
زندگی صلح آمیز
بپردازد
ونویسندگان
آن ریشه های
بحران ومصیبت
های مردم
افغانستان
را فراتر
ازمرزهای
قومی مورد
دقت قرار
بدهند، تلاش
میورزند که
بر روی مظالم
وجنایات
تاریخی
دراین
سرزمین پرده
کشیده و به
تعریف
وتمجید
ازاعمال
کسانی بپردازند
که برای مردم
افغانستان
بستر سیاه بختی
ومصیبت پهن
کرده اند.
بطور نمونه
پورتال افغان
جرمن از ظاهر
شاه به عنوان
نماد خدمت وزعیم
ملی
افغانستان
تجلیل می
نماید و یا
ازداود خان
به عنوان
قهرمان یاد
می نماید ولی به
این واقعیت
توجه نمیکند
که همین ها
بوده اند که
با رفتار
واعمال
نژادگرایانه
ء شان بحران
ومصیبت
امروز
افغانستان
را بستر سازی
کرده اند.
درحقیقیت
پورتال
افغان جرمن
ناشر اندیشه
های کسانی
است که تسلسل
استبداد را
تعریف وتمجید
نموده
وازآنها به
عنوان
قهرمانان
این وطن
یادمی
نمایند.
متاسفانه
شدت وحرارت
تعصب چنان
برچشم های
این مجموعه
پرده آویخته
است که
ازکنار قتل
عامها،
ویرانگریها،
تمدن ستیزیها
وغارتگریهای
که شبیه زخم
ناسور
درپیکر تاریخ
افغانستان
شعله میکشد،
بی تفاوت
وباچشم بسته
عبورمی
نموده وحتی
از آن به
عنوان افتخارات
تاریخی
تجلیل می
نمایند. این
طرز نگرش به تاریخ
مصیبت بار
افغانستان
واین گونه
پرداختن به
مسایل
ومعضلات
جامعهء
افغانستان،
خود نوع
جنایت
وخیانت دیگر
به مردم این
سرزمین است
که پورتال
افغان جرمن
برای نشر
وپخش آن تلاش
میورزد. اما
بحران مشتعل
درجنوب که هر
روز تعدادی
از مردمان آن
مناطق را به
سوگ می نشاند،
معضل کوچیها
که هرسال
مصیبت می
آفریند وخیلی
پدیده های
معضل ساز
دیگر که شرحش
دراین جانمی
گنجد هیچ
گاهی
درپورتال
افغان جرمن،
مورد دقت
وبحث قرار
نگرفته است
تا حد اقل
عوامل وریشه
های آن مورد
شناسایی
قرار گرفته و
حد اقل تصوری
روشنتری از
آن ارائه شود. واقعیت
این است که
پورتال
افغان جرمن
درامتداد
سیاست های
نژادگرایانهء
استبداد به
ترویج وتبلیغ
تفرقه و تعصب
می پردازد.
همین که
برچهره ی
مظالم
ومفاسد
تسلسل
استبداد
پرده می آویزد
وازکنار
واقعیت های
تلخ موجود
درجامعه، بی تفاوت
میگذرد،
درواقع نوع
نگرش
نژادگرایانه
به تاریخ
ومعضلات
جاری
افغانستان
میباشدکه خود
به ترویج و
تکثیر
اندیشه های
تفرق وتعصب
برانگیز کمک
مینماید.
متاسفانه
مردم
افغانستان تاهنوز
فرصت نیافته
اند که زندگی
را در فضای مطمین
واعتماد به
همدیگر
تجربه
نمایند.
باتوجه به
این واقعیت
آنچه که
امروز نیاز
مبرم ومهم این
مردم دانسته
میشود و
همچنان
زمینه ی
روانی را
برای تامین
صلح
وبرقراری
امنیت مساعد
می نماید،
ترویج
وتبلیغ باور
وارزشهای
انسانی وهمچنان
تقویت
فاکتورهای
زندگی صلح
آمیز میباشد
تا این مردم
پریشان وجدا
افتاده
ازهمدیگر را
به نام یک ملت
هویت ببخشد.
نگارنده
معتقد است که
مردم
افغانستان
زمانی
میتواند
برسریر
خوشبختی
وسعادت تکیه
بزنند که
ازحصارکتله های
جدا افتاده ء
قومی بیرون
آمده
ودرتمام تعامالات
زندگی به
عنوان یک ملت
و باارزشهای
مشترک عرض
حضور نمایند.
اما
متاسفانه
درافغانستان
سیاست هنوز
ازحصارتفکر
قومی بیرون
نیامده وما
در حقیقت
درتمام
قضایا
وتحولات این
جامعه با طرز
تفکرونگرش
قومی و
قبیلوی
مواجه هستیم.
لذا تا
زمانیکه
طرزنگرش قومی
جایش را به
نگرش انسانی
نسپارد،
گرهی ازمعضلات
ما گشوده
نخواهد شد
وسایه های
سنگین مصیبت
همچنان بر
زندگی مردم
برقرارخواهد
ماند. اما
سایت های مانند
پورتال
افغان جرمن
با برجسته
ساختن تفکر
ونگرش قومی و
همچنان
بانشر وپخش
اندیشه های
تفرقه انگیز
بیشتر به
پرورش نگرش
قومی و جدا
افتادگیهای
مردم
افغانستان
کمک می نماید. نگارنده
بعنوان کسی
که بیشتر
ازهفت سال ازنزدیک
ناظر اوضاع
افغانستان
بوده
ودرتماس نزدیک
با مطبوعات
افغانستان
قرار داشته
ام، آغاز کار
پورتال
افغان جرمن
آنلاین را
برافروختن
یک چراغ
درتاریکی
تصور میکردم.
امادیری نگذشت
که این
پورتال به
مرکز دشنام و
نشر وپخش اندیشه
های نفاق
برانگیز و
استبدادی
تبدیل گردید.
امیدوارم که
کارگزاران
این نشریه
انترنتی
باتوجه به
اهمیت رعایت
موازین
اخلاقی وباتوجه
به شرایط
مصیبت بار
افغانستان،
تلاش وانرژی
شان را برای
احترام به
دیگران
وبرای ایجاد
یک جامعه ء
همپذیر
وهمگرا با
ارزشهای
دیموکراتیک
به مصرف
برسانند.
اطفال
پابرهنه ء
هلمند به
سواد ومکتب
ضرورت دارند
ومردم مصیبت
زده ء جنوب
تشنه ء صلح
وامنیت اند.
لذا بهتر است
که به جای
پرداختن به
مسایل تنش
آلود قومی
وترویج تعصب
وتفرقه، به
چیزهای
فکرکنند که
برزخم های
این مردم
مرهم
میگذارند. تذکر:
نگارنده به
فعالیت های
ادبی آقای
صبورالله سیاه
سنگ ارج
میگذارم اما
ذکر نام
ایشان دراین
نوشته به دو
دلیل صورت
گرفته است.
دلیل اول
اینکه نگارنده
درهمین
روزها بانوشته
ای از ایشان
برخوردم که
در آن
قضایای
سیاسی
افغانستان
را بصورت
جانبدارانه
قضاوت کرده
است و دلیل
دوم اینکه
ایشان به
عنوان یک
روشنفکر
ونویسندهء
متعلق به
افغانستان
الزاما باید
از مصیبت های مردم
افغانستان
بنویسد. |
|