Fereshta-a.JPG

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انصراف احمدضیاء مسعود از نامزدی جبهه ملی برای انتخابات ریاست جمهوری، قدمی به سوی مرگ سیاسی این جبهه.

Zia M.jpg

فرشته حضرتی

اول اپریل 2009

احمد ضیاء مسعود معاون اول ریاست جمهوری اسلامی افغانستان، نامزد احتمالی جبهه ملی برای انتخابات ریاست جمهوری بود. وی یکی ازبنیانگذاران اصلی جبهه ملی میباشد که بدون تردید حضور ایشان درجبهه ملی، این نهاد سیاسی نوپارا با قدرت و عظمت بیشتر وارد تعاملات سیاسی افغانستان کرد. اما انصراف ایشان از نامزدی این جبهه برای انتخابات ریاست جمهوری، قبل ازهمه چیز ضعف تشکیلاتی ورفتار سازمان نیافته ی جبهه ملی را درمعرض نمایش قرار میدهد که نمیتواند درشرایط حاد سیاسی به عنوان یک تشکل معتبر سیاسی عمل نماید.

 

هرچند که جبهه ملی دریک برش کوتاه زمانی، توانست به عنوان یک تشکل نیرومند سیاسی ومخالف سیاست های حکومت، عرض اندام نماید اما به دلیل عدم انسجام سیاسی ضمانت دوام آن مورد تردیدقرار داشت. اما انصراف آقای احمدضیاء مسعود از نامزدی این جبهه برای انتخابات ریاست جمهوری، عملا بیانگر آشفتگی سیاسی این جبهه میباشد که ضمانت دوام آن را به عنوان یک تشکل منسجم سیاسی وکارآمد، مورد سوال جدی قرار میدهد. به دلیل همین آشفتگی سیاسی وعدم تماس ریالیستیک باواقعیت های جامعه، بسیاری ازاعضاء این جبهه ترجیح میدهند که نامزد این جبهه برای انتخابات ریاست جمهوری، الزاما باید از حمایت منابع خارجی برخوردار باشد. ازهمین رو، در هفته های اخیر، رهبری جبهه ملی مذاکراتی را با آقای داکتر عبدالله عبدالله وزیر خارجه پیشین روی دست گرفته اند تادرصورت توافق، وی را نامزد این جبهه برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی نمایند. این درحالی است که آقای داکتر عبدالله تاهنوز عضویت جبهه ملی رانپذیرفته است.

 

درتماس تیلفونی که باآقای احمدضیاء مسعود داشتم، وی دلیل انصرافش را از نامزدی احتمالی جبهه ملی برای انتخابات ریاست جمهوری، تقویت گزاره های وحدت ملی، ارجحیت منافع ملی، جلوگیری از آشفتگی های بیشتر سیاسی درمیان اعضای جبهه ملی، واحترام به تصمیم گیریهای رهبری سیاسی جبهه ملی عنوان کرد. آقای مسعود گفت که درطول حیات سیاسی جبهه ملی از تصامیم و اهداف این جبهه حمایت کرده است و درواقع حمایت بیدریغ او ازتصامیم این جبهه سبب گردید که مناسبات وی با شخص ریس جمهور دچار اختلاف گردد. آقای احمد ضیاء مسعود اظهار داشت که عضویت جبهه ملی را باهدف خدمت به مردم افغانستان و مهارکردن بحران موجود افغانستان پذیرفته بود و معتقدبود که این جبهه میتواند ممثل اراده سیاسی مردم افغانستان باشد. آقای مسعود میگویدکه انصراف او از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری، به مفهوم انصراف از فعالیت های سیاسی و به معنی قطع علایق از تعاملات سیاسی افغانستان نمیباشد. بلکه او تصمیم دارد تا به عنوان یک شخصیت مستقل سیاسی وارد تعاملات سیاسی گردیده و دراین تعاملات نقش بهتر واثر گذارتری را ایفا نماید.

 

آقای مسعود، عدم انسجام سیاسی، فقدان استراتیژی دقیق وسنجیده شده، عدم رفتار عقلانی رهبران سیاسی جبهه ملی را درپیوند با تحولات وتعاملات سیاسی افغانستان،ازدلایل وعوامل اصلی عدم موفقیت این جبهه میداند که به رغم عدم موفقیت، آشفتگی وچنددستگی این جبهه را چند برابرکرده است. پیوستن بعضی ازاعضای جبهه، به کمپ مخالف، ناشی از عدم استراتیژی تعریف شده و ناشی ازهمین آشفتگی سیاسی میباشد که صرف بخاطر دست یافتن به منابع قدرت صورت میگیرد. اما آقای مسعود به عنوان یک شخصیت مستقل سیاسی و به عنوان میراث دار آرمانهای آزادیخواهانه شهید احمدشاه مسعود، به همه هواداران راه وروش مسعود شهید وملت قهرمان افغانستان اطمینان داد که باتمام توانمندی وخلوص نیت، تفکرو اندیشه های آزادیبخش آن شهید را دستور العمل فعالیت های سیاسی خود قرار داده و درکنار مردم قهرمان افغانستان خواهدماند وبرای یک پارچگی مردم افغانستان، ایجاد نظام عادلانه سیاسی، تامین صلح وامنیت و ایجاد روابط دوستانه باکشورهای خارجی وبخصوص همسایگان افغانستان تلاش می نمایند".

 

باتوجه به اظهارات آقای مسعود، هرچند که انصراف وی از نامزدی احتمالی جبهه ملی برای انتخابات ریاست جمهوری، روند فعالیت های سیاسی اورا مختل نمی سازد اما همانگونه که اشاره شد، جبهه ملی را بافروپاشی سیاسی بیشترنزدیک می سازد.

 

حضور آقای مسعود به عنوان معاون اول ریاست جمهوری، درجبهه مخالف نظام وهمچنان صراحت لهجه و مخالفت روشن آقای مسعود دربرابر رفتار قوم گرایانه آقای کرزی، این جبهه را درقضاوت ملی وبین المللی اعتبار و اهمیت ویژه بخشیده بود.

 

باتوجه به سیر وسرعت تحولات سیاسی درافغانستان ومنطقه، رهبران جبهه ملی هرگاه میتوانستند با طرح وتدوین یک استراتیژی دقیق ورفتار تعریف شده ی سیاسی وارد این تعاملات گردند، جایگاه وپایگاه تعیین کننده ی را درفضای سیاسی افغانستان احراز می نمودند. اما نظر به دلایلی که به آن پرداخته شد، متاسفانه درحال حاضر چنین رفتاری از این جبهه قابل مشاهده نمیباشد.

 

گمان غالب براین است که آقای استاد ربانی بیشتر ازسایرین در آشفتگی های سیاسی جبهه ملی سهیم است که درواقع عدم صداقت سیاسی وهمچنان عدم واقعیت نگری ایشان سرنوشت سیاسی این جبهه را با تشتت وپراگندگی بیشتر مواجه کرده است.

 

انصراف آقای مسعود ازنامزدی احتمالی جبهه ملی برای انتخابات ریاست جمهوری به معنی کناره گیری وی از این جبهه نیز تعبیر میگردد که این تحول سیاسی درشرایط موجود، جبهه ملی را در معرض مرگ سیاسی قرار میدهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home