|
|
فاروق
وردک سرباز
فداکار
فاشیزم! فرشته
حضرتی 27
اکتوبر 2008 داکترغلام
فاروق وردک
از کارگزاران
اصلی تیم
آقای کرزی
ومعاون
جرگهء امن،
دیروز هنگام
عزیمت به
پاکستان به
خبرنگاران
گفت: " گفتگو
با طالبان
خواست
ملتهای
پاکستان وافغانستان
میباشد". قبل
ازاینکه به
اندیشهء
نهفته در پشت
این جملهء
آقای وردک
پرداخته شود،
لازم می بینم
که بطور
فشرده
درمورد
طرزنگرش
واخلاق
سیاسی ایشان
اشاره نمایم
تا باپیشفهم
بهتر بانیت و
افکارسیاسی
ایشان
آشنایی حاصل
نماییم.
لذاباتوجه
بااخلاق
وگرایش
فاشیستی
آقای وردک،
آنچه را که
ایشان ازآن
به نام "ملت
افغانستان"
نام برده است
درواقع پاره
ای ازمردم
جنوب میباشد
که به نحوی
فریفته ی
بازیهای استخبارات
پاکستان شده
اند. باتوجه
به نفرت پشتونهای
واقعی از
رفتارضدانسانی
طالبان،
آنها حتی
نمیتوانند
ممثل
آرزوهای
مردم شریف
پشتون باشند .
نمیدانم که
آقای وردک
باکدام حقی
ازملت
افغانستان
نمایندگی
میکند
ومذاکره با دشمان
انسان
وارزشهای
انسانی را
خواست ملت افغانستان
میداند؟ طالبان
هرچند که
خاستگاه
پشتونی
دارند اما هرگز
نتوانسته
اند که اراده
وخواست ملیت
پشتون
افغانستان
را تمثیل
نمایند.
پشتونهای
باعزت
وباشرافت
طالبان را
لکهء سیاه
ننگ بر
پیشانی
تاریخ سیاسی
شان میدانند
وحتی
درجبهات
نبرد باآنها
باتمام توان
جنگیده اند.
شلاقهای بی
رحمانه ی را
که طالبان بر
پشت وپهلوی هویت و
اعتبارمردم
باعزت پشتون
نواخته اند
زخمهای ناشی
ازآن برای یک
قرن التیام
پذیر نمی
باشد. آنچه
راکه امروز
طالبان
درجنوب
انجام
میدهند،
نماد عریان
توحش میباشد
که پشتونهای
باعزت و
باغیرت به آن
نفرین میفرستد
و حتی انتساب
به طالبان را
ننگ میدانند.
امااینکه
آقای وردک
مذاکره با
انسانهای
وحشی را
خواست ملت
افغانستان
وپاکستان میداند
درواقع نوعی
تائید رفتار
طالبان تعبیر
میگردد. یعنی
آنچه راکه
تاهنوز
طالبان انجام
داده اند،
ازقتل عام
مردم گرفته
تاسوختن وآتش
زدنهای
مکاتب و
سربریدنهای
مسافرین، ازچشم
انداز آقای
وردک مغایر
باعواطف
وارزشهای انسانی
دانسته
نمیشود.
وقتیکه آقای
وردک مذاکره
باطالبان را
خواست ملت
افغانستان
میداند، معلوم
نیست که
ایشان
ازکدام ملت
سخن میگوید؟ همانگونه
که میدانیم
نام وهویت
طالبان درذهن
وقضاوت مردم
افغانستان
با وحشت
وترور گره خورده
است.
همانگونه که
اشاره شد حتی
درجامعه ء
روشنفکری
پشتون،
طالبان به
عنوان
مبلغین
ومروجین
تروریزم
وحملات
انتحاری
شناخته میشوند. پس
این کدام ملت
است که آقای
وردک
ازخواست آن سخن
می گوید
وارادهء
آنها را
دراین بازی
سیاه تمثیل
می نماید؟
واقعیت این
است که جرگهء
امن، یک
میکانیزم
سیاسی می
باشد که
باتوافق بعضی
حلقات
بیرونی، قبل
ازهمه چیز
برای
برداشتن مهرتروریزم
ازپیشانی
طالبان طرح
گردیده وبه
آن وجود
خارجی
بخشیده شده
است. اهداف
جرگهء امن
چیزی نیست جز
به هم فشردن
صفوف قبیله
وشریک ساختن
طالبان
دربازیهای
کلان سیاسی
که نشست
عربستان یکی
ازنمونه های
آن میباشد.
این جرگه که
ظاهرا ازآن
به عنوان یک
استراتیژی
سیاسی برای
بیرون رفت
ازبحران
موجود نام
برده میشود،
درحقیقت
باهدف ونیت
تمدید
وتشدید
بحران و استمرارحاکمیت
آقای کرزی
طرح وتدوین
گردیده است
که حضور تیم
آقای کرزی را
دربازیهای
سیاسی
ودربرابر
مخالفین
سیاسی
نیرومندتر
وقدرتمندتر
تمثیل
وتسجیل
نماید.
بنابراین
خیلی ساده
انگاری
خواهدبود که
جرگهء امن را
تلاش صلح
آمیز برای
ختم بحران
ومصیبت های
مردم افغانستان
تصور نماییم. حضور
آقای وردک
درجرگهء امن
یک پدیده
تصادفی واتفاقی
نیست. باتوجه
به آنچه که
درمورد
افکار
ورفتارایشان
گفته آمد،
ایشان یکی
ازعناصر
کلیدی
وهدایت
کننده درساختار
این جرگه
میباشد که
درتدوین
وتشکیل آن نقش
مرکزی داشته
است. هرچند که
درظاهر قضیه
آقای داکتر
عبدالله
عبدالله به
دلایل مصالح
سیاسی ریاست
تشریفاتی
این جرگه را
به عهده دارد اما
درواقعیت
امر تصامیم
وفیصله های
مهم این جرگه
توسط آقای
وردک هدایت
ومدیریت
میشود. برگزاری
این جرگه
دراسلام
آباد، درست
زمانی برنامه
ریزی گردیده
است که جریان
مذاکرهء
دولت افغانستان
با طالبان و
حزب اسلامی
سرخط اخبار
سیاسی
قراردارد
وحضور آنها
به عنوان
شریک معامله
بادولت
افغانستان
به رسمیت
شناخته شده
است. جرگهء امن
وظیفه دارد
که این پروسه
را ازمجاری
خارجی تحویل
گرفته و حسن
نیت دولت
کرزی را برای
شرکت طالبان
درساختار نظام
دولتی، به
طالبان
منتقل نماید.
بنابراین
جرگه ء امن،
جز تجدید
تعهد قبیله
برای استمرار
مصیبت های
مردم
افغانستان،
چیز دیگری نمی
باشد. اما
آقای فاروق
وردک وظیفه
دارد که این
استراتیژی
مصیبت بار را
خواست ملت
افغانستان
تعریف نماید.
درحالیکه
مردم
افغانستان
مذاکره
باطالبان را
تکرارفاجعه
دراین
سرزمین
میدانند. |
|