FERESHTA_HAZRATI.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاملی برنوشتهء مسعود قیام

 

فرشته حضرتی

3 دسامبر 2008 سویدن

سایت کابل پرس مقاله ای از مسعود قیام خبرنگار تلویزون طلوع را منتشر کرده است که درآن آقای قیام به عنوان یک پشتون به پس منظر تاریخی بحران افغانستان پرداخته و رفتار ونگرش حاکمیت وگروه های پشتون را عامل سیاه بختی مردم افغانستان دانسته است.

آقای قیام نوشته است که اگر هزاره ها، تاجیک ها وازبک ها دریک جغرافیای سیاسی مشترک با پشتونها قرار نمیداشتند، شاید امروز ازتکامل وتوسعه ی اجتماعی خیلی مدرن برخوردار بوده وگرفتار این همه مصائیب نمیبودند. آقای قیام به رقابت های خونین خاندان سدوزایی ومحمد زایی اشاره کرده و آن را ازجمله عوامل مصیبت های مردم افغانستان دانسته است. درحقیقت آقای قیام واقعیت های تلخ تاریخی این سرزمین را باشهامت تمام به اعتراف نشسته است. برای اولین باراست که یک روشنفکر پشتون تبار ازحصار علایق قومی و وابستگیهای قبایلی بیرون آمده و به عنوان یک پشتون جنایت های تسلسل استبداد و مصیبت آفرینیهای حاکمیت های قوم مرکز را بستر بحران موجود افغانستان میداند.

شهامت و شجاعت آقای قیام برای محکوم نمودن فاشیزم افغانی ازآن جهت ارزشمند است که خود به عنوان یک پشتون ولی فارغ ازتعلقات وگرایشات قومی به نقش وسهم  نیاکان خود در ترویج عصبیت ها وتفرق قومی می پردازد و آنان را محکوم می نماید. این نوع نگرش نسبت به پس منظرتاریخی سیاه بختیهای مردم افغانستان حرکت جدیدی است که امید های تازه ی را برای فردای بهتر بر می افروزد. درحقیقیت ریشه های خیلی از ناملایمات سیاسی واجتماعی  افغانستان درهمین واقعیت گره خورده اند که آقای قیام به آن اعتراف نموده ونیاکان خودرا مسئول آن میداند. آقای قیام گروه های پشتون وطرز رفتار و تفکر آنها را موانع عمده در مسیر تامین امنیت وبرقراری صلح درافغانستان میداند ونظام موجود را که خاستگاه واکثریت پشتونی دارد مسئول ازدست رفتن فرصت های مردم افغانستان معرفی می کند. شهامت اخلاقی آقای مسعود میتواند الگوی آموزنده برای سایر کسانی باشند که برای تقدیس جنایات فاشیزم افغانی کتاب می نویسند وتاریخ وهویت جعل می نمایند.

این نوع قضاوت درمورد سهم حاکمیت های پشتون تبار در بحران افغانستان درنوع خود بی نظیر میباشد. درحالیکه حلقات متعددی با طرزتفکر ورفتار فاشیستی درحال جعل افتخارات می باشند، ظهور نویسندگان و روشنفکرانی مانند آقای دستگیر خروتی و مسعود قیام  درتعاملات سیاسی ـ اجتماعی افغانستان تحول جدید وارزشمند دانسته میشود. تبلیغ و ترویج این طرز تفکر می تواند گره های کوری را ازمشکل مردم افغانستان بازنموده و درنهایت زمینه های زندگی صلح آمیز را فراهم نماید. بدون تردید ریشه های بدبختی مردم افغانستان درهمین واقعیت تلخ گره خورده است که تاهنوز کسی شهامت اعتراف به آن را برخود هموار نتوانسته است. اما آقای قیام وقتیکه حصار علایق قومی را می شکند وگروه های پشتون را مسئول ترویج ترور وتریاک میداند، درحقیقیت شهامتی است که تاهنوز کسی باچنین وابستگی قومی درمعرض نمایش قرار نداده است. به رغم این شهامتی که آقای قیام به نمایش گذاشته است، ملت شریف پشتون خود نیز ازقربانیان رفتار فاشیزم افغانی بوده اند که مانند سایر مردم افغانستان محرومیت کشیده اند و ستم دیده اند. به نظرمن سهیم دانستن تمام مردم شریف پشون را درجنایات استبداد باهیچ منطق سالم قابل قضاوت نمیباشد. 

اما درکناراین شهامت واعتراف صادقانه، درک ودریافت آقای قیام، ازمبارزات و آرمانهای عادلانهء شهید احمدشاه مسعود و شهید استاد عبدالعلی مزاری کاملا وارونه و متاثر ازهمین نگرش فاشیستی می باشد که او برای کوبیدن آن قلم فرسایی کرده است. ازچشم انداز این قلم، قرار دادن شهید مسعود وشهید مزاری درکنار جنایت کاران تاریخ برانداز وفرهنگ سوز این سرزمین، گناه نابخشودنی و کتمان خواسته های برحق بخشی اعظمی ازمردم این سرزمین می باشد که شهید مسعود وشهید مزاری این خواسته های انسانی را تمثیل می نمودند. شهید مسعود وشهید مزاری ازیک بستر کاملا متفاوت تاریخی باسایرکسانی که آقای قیام ازآنها نام برده اند، وارد تعاملات سیاسی افغانستان گردیده اند. شناخت این بستر مستلزم شناخت تاریخ محرومیت وحقارت اقوام غیر پشتون و قتل عام آنها توسط کسانی اند که آقای قیام آنها را مسبب سیاه بختی مردم افغانستان دانسته اند. همانگونه که اشاره شد، آقای قیام شهامت بیدریغ به خرچ داده است اما نتوانسته است که خودرا به جای فردی از اقوام غیر پشتون قرار بدهد که به جرم وابستگی قومی وزبانی تحقیر شده است، اهانت شده است، قتل عام شده است وبه اسارت کشیده شده است. آقای قیام نتوانسته است که خود را به جای یک تاجیک شمالی ویا یک هزاره ارزگان قرار بدهد که تمام هستی شان به دستور استبداد  به تاراج رفته است وخودشان با سرنیزه های سپاه جهل تکه تکه شده اند. آقای قیام نتوانسته است که خودش را به جای یک هموطن ازبک قرار بدهد که زمینهایش به ناقلین سرحدی سپرده شده است.

هرگاه آقای قیام میتوانست که برای یک لحظه ای از چشم  یک تاجیک شمالی، هزاره ارزگان و ازبک ترکستان، به جنایات استبداد می نگریست، شهید مسعود وشهید مزاری را در ردیف جنایت کاران قرار نمیداد. مسعود ومزاری ممثل آرزوهای برباد رفته ی محروم ترین ومصیبت رسیده ترین قشر جامعه افغانستان بودند که قبل ازهمه چیز، برای تامین عدالت اجتماعی جنگیدند و جان سپردند. به همین دلیل قرار دادن شهید مسعود وشهید مزاری در دردیف جنایت کاران تاریخ سوز وفرهنگ ستیز، اهانت به میلیونها انسانی اند که ستم تاریخی را دراین سرزمین باگوشت واستخوان شان تجربه کرده اند. شهید مسعود وشهید مزاری کسانی نبودند که برای علایق شخصی جنگیده باشند، بلکه مسعود ومزاری آرزوها وآرمانهای ملیت های محروم وستم دیده ی افغانستان را درتعاملات سیاسی تمثیل می نمودند. شهید مسعود وشهید مزاری به عنوان رهبران نیرومند مردم خود، درپای هیچ   قرارداد ننگینی امضا نکرده اند وعزت وشرافت مردم شان را درپای هیچ بیگانه ی برزمین نریخته اند. مقاومت مسعود دربرابر روسها ویورش طالبان والقاعده برگ زرینی درتاریخ مقاومت مردم افغانستان میباشد که بی تفاوت گذشتن ازکنار آن اهانت به خون کسانی است که برای پاسداری ازنوامیس مردم این سرزمین جان باخته اند. بنابراین چه خوب است که آقای قیام درکناراین شهامت، برای لحظه ی درجای یک تاجیک شمالی ویک هزارهء ارزگان نیز بنشیند وبدون دقت به بستر تاریخی که مسعود ومزاری را وارد تعاملات سیاسی افغانستان کرده اند به قضاوت ننشیند.

 

برای خواندن مقاله آقای قیام به این لینک مراجعه شود.

http://www.kabulpress.org/my/spip.php?article2632

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home