|
|
جوانان،
رهبـران آینده
کشور شان
هستند نویسنده:
نجیب الله (جویا) جوانان
بخش اعظم و
جدا ناپذیر یک
جامعه اند که
هیچگاه جدا
از مردم و
جامعه نبوده،
بلکه جز پیکره
مهم، با اهمیت
وسرنوشت ساز آن
میباشند. در
شرایط کنونی
ناگذیریم که
به قشر
جوانان توجه
نمایم
وهمچنان در
ساختار،
مسولیت،نقش
و شخصیت آنها توجه
جدی داشته
باشیم در غیر
ان وطن ما
ضرورت به قرن
خواهد داشت
که تا مسولین
ان به این درک
برسند که
جوانان نقش بنیادی
و اساسی را در
یک کشور
دارند امروز
تحولات
چشمگیر در در
سطح جهان رخ
داده همه از
اثر سعی و
تلاش جوانان
بوده و است. بدون
شک جوانان یک
قشر خاص از
جامعه راتشکیل
میدهد که
خواستهای
اجتماعی
مختلف دارند. یک
جوان دخنر
باشد یا پسر،
فقیر باشد یا
غنی باشد
بدون کدام
تفاوت و بهر
صورت جز از
قشر جوان به
حساب میاید.
پس گفته میتوانیم
که جوان
عبارت از چکیده
طبقات
واقشار
مختلف
اجتماعی جامعه
میباشند که
اگر منشآ شان
از یک طرف به
خانواده،اقارب،طایفه،میحط،،
قوم وسوابق
تاریخی
جامعه و کشور
شان ارتباط میگرد،
و از جانب دیگر،مربوط
به نسلی می
شود می شود که دارای
خواست ها، نیاز
مندی ها گرایشات
و تمایلات ویژه
می باشند چیزهای
که جوانان را
به مثابه قشر
اجتماع با هم
نزدیک می
سازد، علایق،سلایق،تمایلات
و خصوصیات
روانی و فکری
آنها است که
با هم ارتباط،
هماهنگی و
همگونی دارند.
مثلا اگر
جوانی
ازخانواده
غنی باشد یا
فقیرو بدون
در نظر داشت
طبقه در تمام
نقاط از کشور
به شکل یکسان بدون
در نظرداشت
تعلقیت قومی،دینی،مذهبی،موقیعت
اقتصادی،خانوادگی
وغیره یکجا
باهم مصروف
فعالیت های
روزمره زندگی
هستند،در بین
شان
رفاقت،دوستی
با طبقه های
مختلف به
وجود میاید و
با همدیگر
همراز میشوند،همچنان
در دوره های
مختلف در
مکاتب،مدارس
و در دانشگاه
هم دریک فضای
خاص تمایلات،نگرش،ها
ذوق های جوانی
به سر میبرد و
جهان به خصوص
خود را دارا
هستند دوره
جوانی یکی از
با لذت ترین
دوره های
زندگی به
شمار میرود.
نا گفته نباید
گذاشت که
جوان چه در جریان
دانشگاه ویا
در دوایر
دولتی در هر
جای در یک
لحظات نوین
زندگی در
مناسبات نوین
اجتماعی
قرار دارد که
باید با آن
ارج گذاشت. در
کشور های پیشرفته
به خاطر رشد
بهتر جوانان
توچه جدی
صورت می گیرد متاسفانه
در شرایط فعلی
افغانستان
به هیچ یک از
خواست های
جوانان توجه
نمی شود. واز نیروی
فکری جوان
استفاده
معقول صورت
نمیگرد نیروه
فکری و فزیکی
جوانان
افغانستان
به باد فنا میرود مسولیت
مبرم جوانان
در قبال وطن،
جامعه و کشور
درک آگاهانه و
عمللکرد
آنها است. اگر
جوانان ما در
شرایط کنونی
که وطن ما
قراردارد
مسوولیت شان
را ادا کرده
نتوانند،
عواقب این
امر برای
جامعه ما وخیم
خواهد بود. پس
لازم است که
تمام جوانان
کشور ما که در
تمام نقاط
کشور هستند
مسولیت های
فوق را با
خردمندی هوشیاری،دوراندیشی
و دوطلبانه
مد نظر گرفته
و در منصه
اجرا قرار بدهند،
تا در بطن
جامعه از جایگاهی
خاص قشری و اجتماعی
شان را احراز
نمایند. اما
از طرف دیگر
هم بزرگ
سالان
دانشمندان
وسایر اقشار
اجتماعی
جامعه از
نگاهی انسانی،دینی
وملی در
برابر
جوانان،اطفال
و جامعه نیز
مسولیت
دارند تا
انان هم از
نعمات
نوازش،
مهربانی،مساعدت،اموزش،تعلیم
رهنمای لازم
برای جوانان
باشند در
افغانستان
گاهی جوانان
به اجرای
بدون چون و
چرای رسم و
راه بزرگان
مجبور شده،
ابتکار و
آزادی و
شگوفایی
آنها سلب میگردد.
و یا بر عکس
جوانان
برخلاف سنت
های پسندیده
نسل پیشین
ترغیب میگردد.
نبود پلان
منظم و علمی
دولتی
جوانان ما را به
پذیرش «فرهنگ»
بیگانه تشویق
می نماید که این
فرهنگ پذیری
همیشه مثبت و
مفید نیست مسولیت
دیگری
جوانان
مساله حیاتی
مکتب،دانشگاه
و نظایر ان میباشد
که باید با سعی
کامل
وابتکار
لازم خود را
از نعمت
درس،تعلیم
ودانش مروج
روز بهرمند
نمایند زیرا
آینده
سعادتمند
جامعه،کشور
و در قدم اول
منوط به به
بهره گیری از
ارزش های
دانش،تعلیم،آموزش
و امثال ان
دارد. پس جوانان
کشور ما چه در داخل
چه در خارج
هستند، وقت
گرانبهای
شانرا با اموختن
تعلیم،
درس،کسب
دانش وتقویت
شعور سیاسی
نمایند، تا
از مکاتب
فاکولته ها
سایر ارزش های
تعلیمی،اموزشی
تجربوی
ممتازترین
مدارک و
دستاورد ها
را حاصل نمایند.
تحصیل خوبترین
مدرک تعلیمی
است که صاحب
بهترین
کار،مقام سیاسی،کدری،اجتماعی،مسلکی
گردیده که
نتایج ان
همانا ساختن یک
جامعه مدنی دیموکراتیک
برای آینده
گان خواهد
بود در
واقع امر شخصیت
گیری جوانان
از به ثمر
رساندن لازم
مسولیت شان
از از گهواره
تا گور ادامه
دارد. جوان که
مسولیت مبرم
خانوادگی،شخصی،اجتماعی،ونظایر
آنرا به وجه
حسن آن انجام
میدهد، هر
زمانی که
جوانان ما این
وجایب را درک
نموده و به ان
عمل نماید
اولتر به خود
خدمت نموده
که به ساخت
سعادت،مدنیت،ترقی،عقلانیت،خردمندی
وغیره را نه
تنها برای
خود بلکه برای
جامعه و
کشورش نیز
خلق مینمایدوقتی
یک جوان از
اغاز مکتب تا
ختم دانشگاه
بر اساس سعی
وتلاش خستگی
ناپذیر خویش
هر بار یک
شهادت نامه
اعلی را نایل
میشود در حقیقت
سند خوشبختی
خود را خود
جامعه و
کشورش را
حاصل نموده
در واقع امر
نتایج سالم
تعلیم و
دانش،همانا
خود اگاهی از
خود باوری و این
خود اگاهی که (خود
سازی است) را
به بار میاورد
برای جوانان
رسالت و هویت
سازندگی را
به ارمغان میاورد
و این چنین
جوان،در قلب
جامعه،کشور
و تاریخ از جایگاهی
خاصی
برخوردار
خواهد شد و
وجدان بشریت
از اینگونه
جوان راضی
خواهد شد جوانان
نسبت به والدین
وبزرک سالان
جامعه خویش یک
کتله نو پا یا
همانا عناصر
بالنده
اجتماعی
هستند که اگر
به صورت علمی
وسالم
سازماندهی
گردند،پیام
ترقی،نواوری،پویایی،بلوغ
ها وگزینه های
نوینی در
نهاد های مادی
و معنوی و
اجتماعی
جامعه میگردند.
برعکس اگر این
قشر تازه به
وظایف و مسولیت
های مبرم خود
را به صورت عینی،علمی،و
خرد سیاسی
لازم درک
کرده
نتوانند، جای
و موقف آنها
در جامعه خالی
خواهد بود و این
خلا موجب
مشکلات و
تناقضات
جامعه میکردد.
چیزیکه همین
اکنون جامعه
ازان متضرر
است افغانستان
کشور عزیز ما
با ان هم که صد
ها مصایب
رادر سه دهه به
پشت سر
گذاشته است،
در شرایط
کنونی هم در یک
بحران ویژه یی
فساد اداری،بی
امنیتی،حملات
تهاجمی،حملات
انتحاری،تروریستی
طالبان
والقاعده و
نظایر ان
مواجه شده
است
فلهذا،از این
جهت باید
جوانان هر گونه
کمک تشویق،مهر،رهنمودی
عاقلانه،منطقی،اندرزهاو
نظایر آن
قرار داد و
شخصیت کمال یابی
ان را احترام
گذاشت،منطق
زمان،تجارب
اجتماعی دیرنه
وکوناگونی
روزگار
ما،عصر خرد
وعقلانیت می
پذیرد که
جوانان
سرانجام رهبران
آینده جامعه
و کشورش
خواهنند بود جوانان
ما هستند که
از گذشته های
ملایم و نا
ملایم تاریخی
جامعه و کشور
خویش و
همچنان
جامعه جهانی
با زیر بنای
دانش منطق و
خرد دموکرا تیک
عصر بیاموزد
و برای آینده
جامعه و کشور
خود اساسات
مادی، و
معنوعی (رهبریت)
خردمندانه سیاسی،ملی
کشور سرمایه
گذاری نمایند بدون
شک جوانان آینده
سازندگان
تاریخ،کشور
جامعه ومدنیت
نوین
دورانساز
بوده که باید
خود ها را
هرچه بنیادی
تر علمی تر و
پویا تر به
صورت تدریجی
مسالمت آمیز
برای ایجاد
نهادینه سازی
و مدیریت
جامعه و کشور
شان آماده نمایند فراموش
نباید
کرد،جامعه یی
که دارای
رهبریت
سالم،عادلانه،ملی
و خردمندانه
و بر خواسته ا
جامعه و
مطابق به
مقتضای زمان
نباشد آن
جامعه بی رمق
و مرده میباشد
و جامعه یی
بدون تحرک و
بدون ارزش ها
ابقا و تکامل
ندارد. یگانه
بقای اساسی
افغانستان
بستر تداوم
تکاملی آن به یک
رهبری سازنده
نسل جوان
استکه نقش
اساسی خود را
در ساختن تاریخ،جامعه
مدنی،ایجاد مفکوره
ها و اندیشه
ها نو ایفا
نماید.
جوانان ما
سرمایه ملی،معنوی
وقوای بشری این
مرز بوم جنگ
زده و بحرانی
است که باید
خودرا به
صورت اساسی
برای اداره آینده
کشور شان
آماده نموده
هرگونه
تعصبات قومی،دینی،مذهبی،سمتی،زبانی،فرهنگ
استبدادی وغیره
غیره مظاهر
منفی را به
تدریج ریشه
کن و بسوی
مراحل بعدی
تکامل جامعه
با اصول و شیوه
های نوین قدم
بردارند
جوانان ما
باید سلسله
جنبان
تحولات
سیاسی و بیدارگران
در سطح کشور
باشیم و ما
شاهید از سر صدای
تبلغات
انتخاباتی
هستیم که
باید جوانان
ما نقش شانرا
در این راستا
ایفا نمایند
و نگذارند که
کسانی با
وعده ها
دروغین شان
مردم ما را
فریب دادند و
هیچ دست آورد
برای کشور و
مردم افغانستان
نداشته است. باید
جوانان ما
وجیبه
ایمانی و
وجدانی خویش
را آدا نماید
و کسانی
حمایت
نمایند که
مدافع اصیل
مردم
افغانستان
باشد. |
|