JOYA PICTURE

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جوانان افغانستان؛ نسل فراموش شده

نویسنده : نجیب الله جویا

افغانستان یکی از کشورهای جوان است که از مجموع ٢٥ میلیون نفر جمعیت تقریبی آن، ١٠ میلیون نفر در سنین بین ١٥ تا٣٠ ساله قرار دارند. در واقع بیش از ٤٥% جمعیت افغانستان را طبق سرشماری مرکزی افغانستان جوانان تشکیل می‌دهد. اما اگر پا را فراتر گذاشته و وضعیت جوانان افغانستان را با دیگر کشورها مقایسه نمایم تازه به این موضوع می‌رسیم که نسل جوان افغانستان یک نسل فراموش شده است هیچ حکومت در افغانستان تا هنوز به جوانان ارج قایل نشده است و این خود یکی موضوعات بوده مشکل بر انگیز دیروز وامروز.

نسل جوان افغانستان در جریان بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، آسیب جسمی و روحی قابل توجهی را متحمل شده‌اند و در فضای آلوده‌ی جنگ و خشونت ، ابتدایی‌ترین سالهای جوانی خود را زندگی ، طی نموده و تجربه کرده‌اند. بیش از ٨٠% این طبقه از نعمت سواد محروم بوده و عده‌ای از آنها نیز در مهاجرت به وضعیت بدی به سرمی‌ برند که خود نمونه است حرفهای بالا را مشروعیت میبخشد.

برای بررسی وضعیت جوانان در حالت کنونی و برخورداری آنها از آزادی و یا عدم آزادی باید وضعیت‌شان در گذشته بررسی شود. اگر به پنج سال پیش یعنی به زمان رژیم طالبان برگردیم درمی‌یابیم که جوانان خیلی محدود بودند. دختران به هیچ وجه اجازه‌ درس خواندن را نداشتند و پسران هم با محدودیتهای زیادی ادامه‌ تحصیل می‌دادند. مثلاً بیشتر موضوعات درسی آنها را مضامین دینی تشکیل می‌داد و باید با پوشش و یونیفورم خاص به مدرسه و دانشگاهها می‌رفتند یعنی آنهادر امور شخصی خود هیچ اختیاری نداشتند. حتی ریش آنها اندازه گرفته می‌شد

با مقایسه‌ی رژیم قبلی و رژیم جدید می‌توان گفت: از محدودیت‌های جوانان اعم از دختران و پسران تا حدود زیادی کاسته شده است. مهمتر از همه موضوع تحصیل است که ممانعتی برای آنان وجود ندارد. ولی تفاوت که از دیروز میتوانیم بگویم امروز حق دارد ولی محدودیت های ایجاد شده است که نمیتواند به خواست هایشان برسند و مشکلات را که جوانان در طی سالهای متمادی سپهری نموده است جبران کرده باشد و جوانان در امور اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و حتی ورزشی نیز می‌توانند نقش مهمی را ایفا کنند. آنها نسبت به گذشته آزادی‌های نسبی  را به دست آورده‌اند. چرا که عده‌ای از جوانان با توجه به نوعیت رژیم جدید آینده‌ی خود را در یادگیری زبان انگلیسی و کامپیوتر می‌بینند. عده‌ای هم سعی می‌کنند از دروسی که در مدت جنگها دور مانده‌اند آن را جبران کرده و به صورت شبانه درس بخوانند. برخی از جوانان دیگر هم بعد از مهاجرتهای طولانی به افغانستان بازگشته‌اند و کارهایی را که در زمان مهاجرت آموخته‌اند به کشور خود ارائه می‌دهند پس گفته میتوانیم که هنوز هم جوانان نقش اساسی را در امور مختلف نداشته و دولتمردان مجال انرا نداده است که جوانان از نیروه بلقوه خود بخاطر بهبودی و بازسازی کشور سهم فعال داشته باشد.

 

درست است که جوانان افغانستان به آزادی " نسبی" دست یافته‌اند ولی آزادی به تنهایی کاری را از پیش نمی‌برد ، بلکه جوانان را به راه نادرست سوق می‌دهد. یعنی در کنار این آزادی‌ها ایجاد راهکار و پالیسی دولت نیز نیاز است در قبال جوانان که هنوز هیچ نوع توجه صورت نگرفته که این موضوع جوانان افغان را مایوس ساخته است.

اگر پا را فراتر گذاشته و وضعیت جوانان افغانستان را با دیگر کشورها بسنجیم تازه به این موضوع می‌رسیم که نسل جوان افغانستان یک نسل فراموش شده است.

 گرچند که بعد از انتخابات ریاست جمهوری، آقای حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان وزارت امور جوانان را که در رأس آن آمنه افضلی بود به عنوان کابینه‌ی خود انتصاب کرد ولی دیری نگذشت که این وزارت از طرف پارلمان استقلال خودرا از دست داد و با وزارت فرهنگ ادغام شد. وزارت جوانان در زمان استقلال خود فقط توانست تشکیلات وزارت را بسازد و به وضعیت ادارات آن سروسامان بدهد ولی کار عملی را در زمینه‌ی پیشرفت ذهنی و علمی جوانان انجام نداد. هم اکنون نیز وزارت فرهنگ و جوانان افغانستان هیچ برنامه‌ی جدی را در این زمینه ندارد و حتی شخصی حاضر به گفتن وضعیت کارکرد وزارت نمی‌شود.

نقش رسانه‌ها هم در رشد اذهان جوانان ضعیف و کمرنگ است. در رادیو وتلویزیون برنامه‌ی مشخصی برای تربیت و رشد جوانان دیده نمی‌شود. هر چقدر کانال تلویزیونی زیادتر می‌شود جوانان به طرف موسیقی و آن هم "موسیقی هندی" رو می‌آورند. بیشتر برنامه‌های رادیویی هم فقط آهنگهای سفارشی را جزء پلان کاری خود ساخته‌اند. این خود باعث شده است برخی از جوانان خواننده باشند ولی هیچ کدام به طور تخصصی نمی‌خوانند و با فن‌ها و مهارتهای موسیقی آشنایی ندارند.

 دولت هم در این مورد پالیسی مشخص را ارائه نکرده است. برای انعده جوانان که بعد از فراغت دانشگاه به کار های مسلکی گماشته شوند تا در آینده یک بدیل خوبی برای مردم و کشور خویش گردند ما شاهد این هستیم که جوانان های بسیار مستعد بعد از فراغت به کار های غیر مسلکی جذب میگردند که خود یک مشکل را به بار میاورد در دوره بعدی کشور.

 جوانانی هم که از کشورهای خارجی بازگشته‌اند با بیکاری محض مواجه می‌شوند. در هنگام صبح عده‌ی انبوهی از جوانان در میدانها ساعتها منتظر می‌مانند تا صاحبان کار یکی از آنها را با خود به سر کار ببرد. این جوانان یا به عنوان عصیان اجتماعی به گروههای طرفدار خشونت می‌پیوندند و یا دچار سرخوردگی از کشورشان شده و دوباره مهاجر می‌شوند. غم‌انگیزترین صحنه اینکه مواردی خودکشی هم به علت عدم امکانات و مراکز تفریحی و بیکاری صورت گرفته است

مشکلات جوانان تحصیل کرده نیز کم نیست. هر ساله به تعداد جوانان کانکورزده اضافه می‌شود. وزارت تحصیلات عالی امسال حدوداً ٦٠٠٠٠یا بالاتر از ان محصل متقاضی دارد حال آنکه این وزارت تنها دوازده هزار نفر آنها را در مراکز آموزش عالی جذب می‌کند. حتی فارغ التحصیلان دانشگاهها نیز امیدی به آینده‌ی خود در زمینه‌ی کاریابی ندارند زمانیکه سند فراغت را به دست میاورند به شغل های شخصی روی میاورند و جوانان همیشه از دولت های خود نا امید بوده و است.

جمعیت کثیری از محصلین در زیر خیمه ها درس می‌خوانند این در حالی است که پنج سال از تشکیل دولت انتقالی ، موقت و انتخابی می‌گذرد. جوانان افغانستان به ورزش نیز علاقمند هستند حتی دختران هم در بخش‌های مختلف ورزش حضور فعال دارند. دختران علاوه بر ورزشهای رزمی، بسکتبال، والیبال حتی تیم فوتبال تشکیل داده‌اند. لیکن کمبود امکانات ورزشی چه از لحاظ مکان و وسایل آنها را رنج می‌دهد

در ساحه‌ی بازیگری و خوانندگی و تئاتر، نسل جوان جدیداً سهم می‌گیرند و تعداد چشمگیری از دختران در تلویزیون می‌خوانند. با وجود این فضای باز نسبت به زمان طالبان برای جوانان بازهم این طبقه خود را نسل محروم و فراموش شده می‌دانند وازاین وضعیت خود راضی نیستند. همچنان آنها خواهان امکانات از طرف دولت در تمام عرصه‌ها هستند.

ضرورت ایجاب مینمایند که خودی جوانان دست را به دست هم داده در تمام نقاط و گوشه که قرار دارند یک اتحاد و هماهنگی را ایجاد نمایند و از دولت مردان اعاده حقوق نمایند و جوانان خود میتواند نیروی فشار بالای حکومت های فعلی و بعدی شده میتواند یک معقوله است که میگوید حق گرفته میشود ،حق داده نمیشود.

پس هماهنگی جوانان ضرورت به بعضی پیش زمینه دارد و جوانان ما تا حال قادر نشده است یک مرجه را دریابند که زمینه را برای شان مساعد نماید نه شخصی و نه ارگان را دریابند که بالای جوانان سرمایه گذاری نمایند تا بتواند از وجود جوانان استفاده سالیم نمایند پس ما گفته میتوانیم که جوانان نسل فراموش شده است.

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home