KhairKhah.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

زبان جولانگاه فکر و اندیشه

سید محمد خیرخواه

خدواند(ج) همه انسانها را از یک گوهر آفریده رنگ و بو، سیاه و سفید، جنسیت مرد و زن نمیتواند سبب برتری بین آنها گردد([i]).

همزمان با این آفرینش خداوند(ج) وسیله تأمین ارتباط انسان را نیز برایش میسر ساخته تا از طریق آن انسان بتواند با خود، خدا، ماحول و همنوعانش ارتباط برقرار کرده و احساسات درونی خویش را به بیرون بروز دهد. که این وسیله تأمین ارتباط در حقیقت زبان گویای انسان (نطق) بمفهموم منطقی آن است. که باالوسیله آن انسان میتواند خودش را شناخته، شکرگذار حق بوده بر معلوماتش افزوده و به هنرهای های ادبی و تخیلی مختلف دسترسی پیدا کند.

زبان که در اصل وسیله افهام و تفهیم بین ابنای بشر بوده به ذات خود نمیتواند سبب برتری زبانی بر زبان دیگر و یا قومی بر قوم دیگر و یا ملتی بر ملت دیگری گردد. چه هر ملت و قومی میتواند زبان خاص خودش را داشته که آن زبان از نظر توانائی ادبی، سابقة تاریخی، وضعیت اقتصادی، کار و فعالیت پژوهشی و فکری با سائیر زبانها متفاوت باشد و هر زبان ممکن نسبت به زبان دیگری دارای قوت ها و ضعف های خاص خود بوده که این ضعف و قوت ها سبب برتری ذاتی زبان نمیگردد. چه بسا ممکن شرایط و امکانات که برای یک زبان مهیا گردیده برای زبان دیگری اگر مهیا میگردید سبب رشد و شکوفائی بهتر آن نگردد؟ که اگر از این دید و منظر به زبان نگریسته شود شاید از بسا پرابلم ها و مشکلات که دامنگیر ما میگردد بتوان جلوگیری نمود.

در کشور کثیرالملیه (کثیرالقوم) مثل افغانستان که اقوام مختلف در آن زندگی دارند و هر قوم از خود زبان خاص خود را داشته و احتمال میرود با ایجاد یک انگیزه منفی سبب بروز اختلافات بزرگتری گردد از این جهت بخوبی میتوان درک کرد. که قانون اساسی این کشور در مورد زبان چقدر رعایت این نکته را نموده و از همة زبانهای رائج در افغانستان بطور علنی حمایت کرده که در جایش به آن خواهیم پرداخت.

در اینجا به این نکته بسنده میکنیم و آن اینکه ملتیکه دارای علائق گوناگون، اعتقادی، همدلی فرهنگی، خویشاوندی، تاریخی و سرنوشتی با یکدیگر خود هست اختلاف زبانی به تنهائی و آسانی نمیتواند سبب جدائی و برتری بین آنها گردد. چه باید باور داشت که هیچ زبان بذات خود تقدس ذاتی نداشته بلکه زبان تنها وسیله ارتباط بین انسانها بوده که شاید بعضی از زبان ها بواسطه شرائط و امکانات بهتر از رشد و بالندگی بیشتری و بعضی دیگر بواسطه عدم وجود چنین شرائط مناسب از رشد و توانائی کمتر برخوردار باشند که این دلیل بر برتری ذاتی زبان نمیگردد چه همه ما از یک گوهر آفریده شدیم و بگفته مولانا اقبال که چه زیبا آن را بتصویر کشیده و گفته است:

تمیز رنگ و بو بر ما حرام است                        که ما پرورده یک نوبهاریم ([ii])

به مصداق سروده زیبای او اگر ما همه اقوام موجود در افغانستان را شبیه گل بوته های جداگانه یک باغ و بوستان تصور کنیم که هر کدام شان میتواند بوی و رنگ خاص خود را داشته باشد ولی مجموع شان گلستانی را بنام افغانستان تشکیل میدهند تصور غلط نخواهد بود.

البته زمانیکه میگوییم (فرهنگ) بمفهوم کلی تر تمام ابعاد زندگی اجتماعی و مجموع دست آوردهای معنوی و مادی یک جامعه را در گذشته و آینده همه را شامل میگردد.

برعلاوه زبان هنر و ادبیات طرز زندگی اجتماعی و مناسبات ذات البینی و گذشته تاریخی نیز از جمله مشخصات فرهنگی بحساب رفته که در این میان زبان از خود جایگاه خاصی داشته و وسیله است که توسط آن تأمین ارتباط (افهام و تفهیم) در بین جامعه صورت گرفته و سبب انتقال معلومات فی مابین میگردد و جزء از فرهنگ جامعه نیز بحساب می آید.

واضح و روشن است که هر جامعه و ملتی حتی هر قوم و نژادی از خود فرهنگ، زبان، دین و آئین، عرف و عادات مشخص میتواند داشته باشد و در این میان ملت های که سابقه تاریخی و فرهنگ دیرینه ای مدنی دارند و در مدنیت های بشری توانسته اند نقش ارزشمندی را ایفاء کنند که امروز آثار مدنیت ایشان در موزیم های بزرگ جهان و تاریخ باستان ملل و ضمیر انسانهای آگاه گواه همین مدعی است که خوشبختانه حوزه تمدنی و جغرافیائی ما از چنین مزیت های تاریخی و علمی و ادبی و عرفانی برخوردار است. شعراء، علماء، عرفاء، فیلسوفان بزرگ که به جهان بشریت خدمات ارزشمندی را انجام داده اند از این دیار سربلند کردند که افتخار مردمان این سرزمین های بزرگ هستند. امام اعظم ابوحنیفه (رح)، امام محمد اسماعیل بخاری (رح)، ابوعلی سینا بلخی، فارابی، امام محمد غزالی، فردوسی، رودکی، جامی، امیرعلی شیرنوائی، حافظ، سعدی، مولوی، انصاری، رازی، رحمان بابا، خوشحال خان، دها و صدها عالم و دانشمند دیگر نمونة از چنین شخصیت های برجسته تاریخی، علمی و ادبی مشترک هستند که با وجود گذشت ازمنه طولانی و جریانات مختلف تاریخی هنوز هم خدمات شان از درخشندگی و برجستگی تاریخی و باستانی اعلاء و مطلوبی برخوردار است. که مایه افتخار مردمان این حوزه جغرافیائی و تمدنی است در این میان البته زبان طوریکه گفتیم از خود نقش و جایگاه خاصی داشته که نقش زبان بیشتر به عنوان وسیلة تأمین ارتباط وا نتقال معلومات بین افراد جامعه متمرکز بوده و در طول زمان توسط مردمان یک سرزمین از شکل گفتار ابتدائی به اشکال نوشتاری و تصویری درآمده و مراحل مختلف و گوناگونی را پشت سرگذشتانده و در این نشیب و فرازهای تاریخی خواهی نخواهی تغییرات را نیز با خود همراه داشته ولی بطور کلی آن زبانهائیکه از بنیاد مستحکمتری برخوردار بوده اند در این مسیر توانسته اند که اصل و جوهره خود را حفظ کرده با وجود تأثیر گذاری و تأثیر پذیری موجودیت اصلی خود را استوار نگهداشته و بمسیر طبعی خود کماکان ادامه داده و میدهند.

زبان با همین مشخصات که به آن اشاره رفت جزء عمده و اساسی فرهنگ جامعه بوده و از خود جایگاه و موقعیت خاص دارد که سزاوار اهتمام جدی بوده که اگر به آن توجه کافی صورت نگیرد ممکن در طول نشیب و فراز های زمان بتدریج مضمحل گردیده و در مواجه با فرهنگ و زبانهای مختلف و استلاء گر بنابودی کشانیده شود و یا ضربات جبران ناپذیری را متحمل گردد چنانچه به اساس گفته پژوهشگر و نویسنده تاجیک([iii]) اکادمسین محمدجان شکوری بخارائی در کتاب سرنوشت فارسی تاجیکی فرار رود در سدة بیستم میلادی([iv]) که او در باره زبان چنین میگوید:

(بعضی ازما در دهه هفتاد میلادی میدانستیم که تنها روزگار سخت و دشواری بر بالای مردم تاجیک و فقط برسر زبان فارسی تاجیکی نیامده و میدانستیم که احوال چندین زبان از زبانهای ملی ملت های دیگر در قلمرو امپراتوری شوروی سابق بدتر از احول زبان تاجیکی بوده. بنده که زود زود به مسکو سفر داشتم و با نمایندگان دیگر ملل شوروی بازدید میکردم (وامیخوردم) به این حقیقت پی برده بودم که از نیمه دهه هشتاد بعد از سال 1980 م که میخایل گورباچف سرکار آمد و آزادی بیان را اعلام داشت و بعضی از آمارهای پنهانی آشکار شد معلوم گردید که هنگام سرشماری سال 1926 در قلمرو امپراتوری شوروی بیش از صد ملت و جود داشته که هنگام سرشماری سال 1979 همگی به نیمه کاهش یافته یعنی در ظرف پنجاه سال شمار ملت های موجود به نصف و هر سال قریب دو ملت نابود شده است. آمار دیگری نیز در مسکو چاپ شده بود که نشان میداد در بین سرشماری سال های 1926 و 1979 قریب به چهل زبان از بین رفته یعنی در قلمرو شوروی سابق تقریباً هر سال یک زبان به سوی نابودی کشانیده شده است وقتی این آمار به چاپ رسید ما مقاومت (سخت جانی) زبان بزرگ و توانای فارسی تاجیکی را احسنتُ گفتیم که به هر حال هنوز زنده است.([v]))

پر واضح است که یکی از مشترکات حوزة جغرافیائی و تمدنی ما همین زبان فارسی دری و یا به تعبیر لسان الغیب حافظ شیراز (قند) فارسی([vi]) که برای گویندگانش میتواند لذت گوارای شکر را داشته باشد بوده که در حقیقت زبان سلیس، روان و با قاعده و دارای سابقه طولانی و آثار مکتوب تاریخی هزاران ساله بوده که از بنیاد مستحکم برخوردار است و در قسمت وسیع از سرزمین هائیکه دارای مدنیت تاریخی و صاحب خدمات ارزشمند فرهنگی، ادبی و علمی در جهان بوده تکلم گردیده و امروز مردمان زیادی در جنوب غرب آسیا و شبه قاره هند نیز به این زبان آشنایی داشته و به آن رابطه تاریخی دارند. مردمان خراسان زمین دیروز و کشورهای مستقل امروز (افغانستان، ایران، تاجیکستان) صاحبان اصلی این زبان بوده و بگفته یکی دیگر از نویسندگان و شاعران تاجیکی(1) خانم گلرخسار صفی اوا در کتاب روایت ناگفته([vii]) که او چنین میگوید (الفبای تاجیکی سریلیک (Cyrillic) که خط نوشتاری در تاجیکستان هنوز هم به همین الفبا نوشته می شود که اگر آن هم به الفبای نیاکان ما نوشته می شد امروز دیگر فهم زبان تاجیکی اینقدر مشکلات را برای همزبانان همنژاد: ایرانی و افغان ما نمیداشت و برای شان بیگانه و نا مفهوم نمی نمود.) که این گفته او بیان یک حقیقت بوده علاوه بر اینکه زبان مشترک میتواند سبب تفاهم بیشتر بین مردمان این حوزه جغرافیایی گردد بلکه در نزدیکی و همکاری هر سه کشور که دارای زبان مشترک و شخصیت های فرهنگی، فلسفی، علمی و ادبی مشترک هستند نیز میتوانست نقش اساسی خود را ایفا کند و در رشد و توسعه فرهنگی منطقه خدمات شایسه و خوبی را سبب گردد که اگر بدون هیاهوی سیاسی و تبلیغاتی صرف برای خدمت بتوسعه و رشد فرهنگی و تقویه زبان مشترک اقدام عملی انجام پذیرد تا این زبان و فرهنگ بتواند اصالت خویش را حفظ نموده و از گزند روزگار در امان باشد، اندیشه و ایده ای خوب و مناسبی خواهد بود.

 

. . . ادامه دارد

 

sm_kh2003@yahoo.co.uk

 

 

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home

 

 



[i] . قرآن کریم سوره اعراف آیه 189

[ii] . کلیات اقبال

3. اکادمسین محمد جان شکوری بخارائی

4. سرنوشت فارسی تاجیکی فرار رود در سدة بیستم میلادی، چاپ شهر دوشنبه

5. همان اثر.

6. شکر شکن شوند همه طوطیان هند                            این قند پارسی که به بنگاله می رود

7. کتاب روایت ناگفته چاپ مرکز اسناد و تاریخ دیپلوماسی انتشارات وزارت خارجه ایران