Mashid Mehruddin.JPG

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: مهرالدین مشید

اندیشۀ جهانی در دراز راۀ رسیدن به "الگوی تغییر" برای دگرگونیهای جهانی

قسمت دوم

 

نظری به دیدگاۀ ادیان نسبت به تغییرجهان

اديان هم درموردتحولات اجتماعي موضع خاص خودرادارندكه په صورت عموم اديان اپراهيمي وغيراپراهيمي خواهان تحولات اجتماعی اند ودساتیردینی انسان رابرای تحول وتغییر ترغیب میداردکه هدف دین تامین رابطۀ انسان باخدابه وسیلۀ وحی است وعقل به مثابۀ ملکۀ نیرومند زمینه های آشتی دهی انسان راباوحی میسرمیسازد ونقش میانجی فعالی رادارد. دراصل دین باایستایی ورکودسرسازگاری ندارد؛ زیراروندوحی الهی درهستی ازآدم تاپیامبراسلام نشاندهندۀ یک نوع تکامل وارایۀ کنندۀ پایان رسالت بوسیلۀ پیامبران است که بعدازرسالت پیامبران به رسالت انسانهای بعدازپیامبرتاکیدبسزایی دارند. طوریکه پیامبران ازطریق وحی الهی تکامل جامعۀ بشری رافراهم گردانیدندوازلحاظ ساختاری درایجادوتکامل نظام سیاسی، اقتصادی واجتماعی نقش ماندگاری داشته اند وبسیاری ازتلاشهای علمی، فلسفی، ادبی وهنری انسان وپیشرفتهای اودرحوزه های گوناگون درطول تاریخ مرهون تحولات دینی است. ازآنجاکه روح دینی باتغییر سازگاروهمنوااست و به مثابۀ محرکی خودجوش ودرونزادارای ظرفیت های سرشاری برای تحولات اجتماعی است.

دین بااستبداد، ظلم، لجام گسیختگی وانحطاط به صورت عموم ناسازگاراست. تمامی ادیان به نحوی ازانحابرای محوظلم وتامین عدالت ازانسانهامیخواهدتا دربرابراستبدادلجام گسیخته بایستندوبامقاومت جدی بساط استبداد راجمع نمایندوسکوی ظلم رابرااندازند. گرچه شماری ازفقهای سازشکار، جزیی نگروکوتاه بین درطول تاریخ بادلایل ناموجهی اطاعت ازحکام ستمگررابه گونه یی لازم شمرده وایستاده گی دربرابرحکام مستبد رابه بهانۀ گسترش فساد بیشترمردوددانسته اند. بااین بهانه بامستبدان کنارآمده اندوبرای ایجادنظام شورایی وتوسعه، رشد وتکامل آن حتاگامی هم نگذاشته اند. درحالیکه پیامبراسلام میگوید:" کسی که باحاکمان ستمگربااستفاده اززوربجنگدمومن کامل شمرده میشود."درحدیثی دیگری آمده است:" ابرازسخن حق دربرابرسلطان جابروظالم بهترین وافضل ترین جهاد است. "

جزیی نگریهانسبت به وقایع ورویدادهای تاریخی سبب شده است تابینش استبدادستیزی رابرااستبدادپذیری ترجیح بدهد. درحالیکه رویدادهای تاریخی درجهان اسلام وسایرکشورهای جهان نشان میدهدکه پس ازهرقیامی دربرابرجوررستگاری ونجات ملتی مطرح بوده است ؛ امااینکه درهرمقطعی ازتاریخ حماسه هاوشهکاریهای انسان مظلوم به چپاول رفته است وبه شکل ناجوانمردانه یی شکارمستبدان زمان گردیده است. عوامل دیگری داردکه نمیتواند ظلم پذیری راتوجیه نماید ونظام راکه ازلحاظ اداری، سیاسی واخلاقی به فساد کشانده شده باشدمشروع بپندارد. آنچه مسلم است اینکه هرقیامی که پایگاۀ مردمی داشته است، پیام آوررهایی بوده است. چنانیکه قیام ابن زبیردربراریزید، قیام عباسیهادربرابرامویها، قیام صلاح الدین ایوبی دربرابرفاطمیهاوقیام محمدبن سعود به همکاری محمدابن عبدالوهاب وتاسیس نظام سعودی باهمه کمی هاکاستی های آن برتریریهاومعقولیت هایی داشته است که دورههای بعدی به مراتب نسبت به دورههای گذشته بهتربوده اند. درحالیکه پیامبران الیه بویژه پیامبراسلام مبارزه باکفروشرکی رادستورکارمبارزاتی خودقرارداده اندکه که ملتهارابه سورهلاکت ونابودی میکشاند. چنانیکه درقرآن چنین آمده است:" خداوندمردم آبادیهارابه سبب کفروشرک هلاک نمیکندتاوقتیکه مردم این آبادیهامیان خودبه عدالت وانصاف رفتارکنند. شورۀ هود، آیت 117 یعنی خداوندهیچگاهی صرف به خاطرکافربودن مردمی راهلاک نمیکندتاوقبتیکه کفرآنهابابی عدالتی، ظلم وفساد همراه نباشد. چنانیکه به گواهی قرآن خداوندقوم لوط رابه خاطر فسادروبه گسترش اخلاقی وقوم شعیب رابه خاطرفسادگستردۀ حقوقی وفروگذاری حقوق انسانهانابودکردکه اولی باکم بهادادن به حقوق انسانی وارزشهای اخلاقی ودومی باکم گذاری حقوق مردم درهنگام کیل ومیزان بلای بدی رابرسرمردمان خودآورده بودند.

باآنکه شماری ازقفهابانادیه انگاشتن متون دینی به این قول منسوب به پیامبرتاکیددارند که واردعمل شدن برضدحاکم درست نیست، مگرآنگاه که کفرآشکاری ازاوسرزند. دراین شکی نیست که حدیث یادشده ظرف وشرایطی رادرنظرداردکه درنتیجه فسادبزرگتردامنگیرجامعۀ اسلامی شودکه عواقب آن خیلی ناگوارباشد. درحالیکه قرآن ظلم واستبدادرامنشاوعلت اصلی هلاکت ونابودی ملتهاعنوان کرده است. صحیح ترمذی به نقل ازقرطبی نوشته است:"هرگاه مردمی مشاهده کنند که کسی مرتکب ظلمی میشود؛ ولی ویرامانع ازظلم نشوند، به زودی خداوند این مردم رابه عذاب طاقت فرسایی ازنزدخودگرفتارخواهدگردانید."

دین باآنکه شرک رابه دلیل اجتماع وشرک اقتصادی ظلم عظیم می پندارد؛ ولی مردم رادربرابرشرک زمانی به قیام فراخوانده است که نظام به فسادرفته باشد ودرنتیجۀ فساددردستگاۀ دولت فقروبیدادجامعه رافرابگیرد. چنانیکه شوکانی فقیه ومحدث بزرگ وکتاب های "نیل الاوطار" درباب تشریح احادیث مربوط به احکام وتفسیر"فتح القدیر" که درتفسیراوچنین آمده است:" درست نیست که پرودگارمردمی رابه خاطرآلوده بودن به شرک موردتعذیب قراربدهد، حال آنکه آنهادمعاملات خودباعدالت رفتارکنند. یعنی تازمانیکه شرک به فسادنینجامدوفسادفقرافزانشود، خداوندقومی رامستوجب مجازات نمیداند.

عامل دوم این گفتمان انحرافی فقهابرای تاییدحکومت های جابروجلوگیری ازدگرگونیهای سازنده به سوی تغییرجهانی، خلط کردن قیام سیاسی است که هدف ازآن دفاع ازحقوق وآزادیهای شهروندان میباشد، باقیامی که منشادرعقایدشورش کننده گان داردوباعث میشودکه شورش کننده گان عقاید خاص خودرابه زوربردیگران تحمیل نمایند. یعنی خودراحق دیگران راناحق، کافریامرتدبشمارند وخون آنهارامباح پندارند.گرچه دامنۀ خلط اینگونه بحث هاوسیعتراست که بیشتردامنگیر فقهای متاخرشده است. هماناخلط بحث خوارج بابحث باغی درهردینی بویژه اسلام است. به گونۀ مثال فرق زیادی است، میان جنگ جمل وصفین دربرابرعلی وجنگ باغیان ومرتدان، به خاطر عدول ازشریعت خداوسنت نبوی که ازفرمانبرداری حاکم معینی امتناع میورزند. درحالیکه آیتی درقرآن موجودنیست که دلالت برجنگیدن دربرابرکسی باشدکه ازقرمانبری حاکم خودداری کند. این دلیل روشنی است براینکه آزادی های فکری دراسلام مجازشمرده شده است. درحالیکه دربخاری وکتابهای دیگرسنن روایاتی آمده است که ازجنگیدن بامرتدان سخن میگوید؛ ولی درمورد خوارج یعنی کسانیکه مخالفت آنهاباحکومت منشاعقده تی دارد، چیزی نمیگوید. چنانیکه حضرت علی گفته است:"هرگاه باغی دربرابرحاکم ستمگربشورد، وی راهمکاری کنیدواگردربرابرحاکم عادل ازدرستیزبرآید، ازهمکاری بااوخودداری نمایید.حاکم مطیری، آزادی درطوفان، پیام مجاهد، شمارۀ 600

به صورت کل ادیان هم نسبت به تغییر جهان روحیۀ مخالفی ندارند ؛ ولی باتفاوت اینکه ادیان روندتغییردرجهان رابه دیدۀ احتیاط مینگرند، احتیاط ازجهت آنکه مباداتحول وتغییر به سویی حرکت نماید که نه تنهازمینه های رفاۀ واقعی انسان رابه خطراندازد؛ بلکه شانس هاوامکانات تغییر مثبت رادرآینده نیززیرسوال ببرد. تمامی ادیان بویژه اسلام نسبت به هرگونه تحول وتغییر درجهان رفاۀ مادی ومعنوی انسان رابه صورت موازی درنظرداردتادرخط اعتدال ووسط بدون افتادن درچالۀ افراط وتفریط مادیت ومعنویت پیمودن درازراۀ دشواریهامیسرگردد.

ادیان نگران است، هرگاتحول وتغییر به صورت درست کانالیزه وهدایت نشود، به تابویی مبدل میشودکه انسان رابه گونه یی ازخودبیگانه می نمایدو این ازخودبیگانگی اورابه قهقرای زنده گی مبرد. امروزمی بینیم که تمدن معاصرانسان امروزرا به پرزۀ ماشینی مبدل کرده است که فرصت هرگونه بازنگری وبازاندیشی وحتابه اندیشی راازوی ربوده است، چنان درخودفرورفته است که حتالحظه یی مجال نداردتادمی برای خودبیندیشدتاباکسب خودآگاهی هابرچاله های ناآگاهیهاوازخودبیگانگی های خودراه پیدانماید.

ادیان باتوجه به مایه های غنی معنویت که باروبرگ روحانیت رادرانسان شگفته میگرداند. بویژه مایه های فناناپذیروخودجوش عرفانی دردین وآثارماندگاری ازشخصیت های نامداری چون جنید بغدادی، ذوا لنون مصری علی هجویری غزنوی، ابن عربی، منصورحلاج، شبلی، جلال الدین رومی، صدرالدین قونیه یی وکتابهایی ازاستادفروزانفر، جلال آل احمد، اقبال لاهوری (احیای فکردینی دراسلام)،زرین کوب (بحردرکوزه، پله به پله تاآستان خداو...)، بازرگان، امام خمینی، مودودودی و... درشرح وتاویل مسایل عرفانی درجهان اسلام ودانته، کانت (فلسفۀ استلایی او)، نیکلسون، بارتولدبرشت، لوی ماسینیون، استیون کتز( گزبدۀ مقالات اوزیرعنوان ساخت گرایی وسنت وعرفان) و...دراروپامیتوانندرهنمای ورهبرخوب معنوی انسان دربسترتحول وتغییرباشند.

ازآنجاکه بحران های اقتصادی یکی ازعامل مهم رکوددرجوامع بشری است که سدعبورناپذیری رادربرابرهرگونه تحول مثبت ایجادمینمایدوازسویی هم مادی گرایی یکی ازعوامل مهم بحران های اقتصادی درجهان امروزمیباشد. چنانیکه پاپ بندکت شانزدهم (#)طی سخنانی گفت:"بنای زنده گی برامورمادی دلیل بحران اقتصادی امروزاست وافزودکسانیکه زنده گی خویش رابراساس امورمادی بنانماید، مانند کسی است که خانۀ خودررابروی ریگ ساخته است. درحالیکه تنهاکلام خدابنیادتمام حقایق است. راۀ نجات، شمارۀ 987ازسوی دیگربنیادگرایی اقتصادبازاربرمبنای ایده ئولوژی اقتصادآزادوآزادسازی بازارهای مالی درسایۀ اشتباهات مدیریت خطر، توزیع وتخصیص و مدیریت اقتصادی درراهبری بازارهای مالی چنان بحران آفرین است که بحران اخیرآسیب پذیری موسسات مالی بازارمحوررادربازاری ترین اقتصادجهان نشان داد. چنانیکه "جوزف استیگلیتز" (*)برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاددرسال 2001 گفت:" همان طورکه فروریختن دیواربرلین نشان گرپایان عمرکمونیزم بود، سقوط ارزش سهام دروال استریت وبحران مالی امریکانیزنشانۀ پایان دواران بنیادگرایی اقتصادبازاراست. بحران مالی امریکانشانگرپایان عمربنیادگرایی اقتصادبازاراست، راۀ نجات، شمارۀ 987بنیادگرایی اقتصادبازاردرموازات مناسبات خشک مادی اجتماعی درغرب چنان دست بدست هم دادند که رکودبی سابقۀ سالهای 1929 رادرامریکابه بارآوردند. این نشانگراین است که هیچگاهی حکومت های لاییک درزیرپوشش شعارهای دموکراسی، آزادی، لیبرالیزم ونیولیبرالیزم قادربه تامین رفاۀ مادی ومعنوی انسانهادرجوامع بشری نیستندکه تغییرات ناشی ازآن بتواند جهان راتغییرکلی بدهد. این درحالی است که مامیدانیم، جهان به تغییرات فوری نیازدارد، البته تغییراتی که بتوانند بربحرانهای اقتصادی غلبه حاصل نمایند وزمینه هارابرای ایجادقوانین جدیدی فراهم بسازدکه سیستم قانونگذاری دربازارهای مالی راموردتجدید نظرقراربدهدوفعالیت های بازارهای مالی وسیستم بانکی رادرسایۀ قوانین مدرن وپیشرفته شفافتروکاراتربگرداند. این درصورتی ممکن خواهدبودکه تن خشک اقتصادبازاردرمحورتمدن مادی غرب باآب معنویت آبیاری گرددتابه شگوفایی برسد.

گفته های بالاجداازهرگونه پیشداوریها، خوش بینی هاوبدبینی های راست گرایانه وچپ گرایانه پیرامون دین است تامبادااحساسات دین باوران یادین ناباوران به گونه یی برانگیخته شود. این گفته هابه اساس واقعیت های جاری درجهان کنونی برشتۀ تحریردرآمده اند ؛ زیراتجربۀ دهه های اخیرودهه های پیشترازآن نشان داده است که هرگونه افراط یاتفریط به طرف چپ یاراست، مادیت یامعنویت به نحوی ازانحادرجامعه بحران آفرین است که تاکنون اندیشه های فلسفی وتیوریهای اقتصادی کمونیستی وکاپیتالیستی نتوانسته اند، راه حل هاییرابه صورت درست وواقعی به آن سراغ نمایند. حالابی رابطه نخواهدبود، اگرپیرامون تغییرات واصلاحات درمحورها وبسترهای زیربنایی وروبنایی بحث ادامه داده شود.

 

تغییرجهان دغدغۀ پایان ناپذیرانسان هرعصری بوده است

ازگذشته های دوری بدین سوذهن دانشمندان بویژه جامعه شناسان رااین موضوع به خودمشغول گردانیده است که چگونه، ازچه راه وبااسفتاد ازچه شیوه هایی میتوان اصلاحات ساختاریرادرکشوری بوجودآورد. دانشمندان طرح های گوناگونی رادراین رابطه ارایه داده اند که ازجمع آنهابه سه نوع آن اشاره خواهدشد که هرکدام برپایگاۀ فلسفی خاصی نسج گرفته اند که بازتاب دهندۀ نظام های ویژۀ سیاسی واجتماعی هستند.

مارکسیزم بربنیادفلسفۀ مادی وماتریالیزم تاریخی به صورت کل مخالف هرگونه تحولات اجتماعی به شکل تدریجی میباشدویگانه راۀ رهایی ورستگاری ملتی راسرنگونی نظام سرمایه داری میدانند. گرچه مارکس نابودی نظام سرمایه داری رانتیجۀ قانونمندرشدخودبه خودی نظام سرمایه داری میداندکه بدون دخالت نیروی خارجی ازدرون فرومیریزد. اونظام سوسیالیستی ( جامعه ییکه هرکس به قدرکارخودازنعمات مادی جامعه بهره مند میشود) رادراوج نظام سرمایه داری پیش بینی میکردکه بافروریزی اش جای خودرابه نظام سوسیالیسبتی خالی مینماید. وی به گونه یی خواهان انتقال مسالمت آمیزقدرت دراوج تکامل جامعۀ سرمایه داری بودکه تمام موسسات تولیدی باقیام کارگران سقوط مینماید وچندسرمایه داربزرگ تاب مقاومت رادربرابرکارگران ازدست میدهندوناگزیرتن به تسلیم به ارادۀ مردم میدهند.

گفتنی است که پس ازمطالعۀ زنده گی طولانی مارکس باآغاز ازمارکس جوان وعاشق تامارکس انقلابی ورهبرلیگ آلمان وبالاخره مارکس فیلسوف نویسندۀ کتاب "کپیتال" درلندن،دست کم میتوان به چگونگی وتحول اندیشه های اوتاحدودی پی برد.

باظهورلنین درعرصۀ سیاست شوروی فلسفۀ مارکسیزم به گونه دیگری تاویل شدوانقلاب مارکسیستی رادرضعیف ترین حلقۀ نظام سرمایه داری شوروی ازطریق قیام کارگران ودهقانان ممکن شمرد. به باورلنین هیجگاهی نمیتوان نظام سوسیالیستی رادرجامعه یی پیاده کردتاآنکه نظام سرمایه داری رادرآن به زورسرنگون کردوانقلاب اکتوبررابربنای همین تیوری درشوروی فتوادادکه درنتیجه ازبسیاری اررقبای خودچون "تروتسکی"بنیانگذاراردوی سرخ شوروی پیشی گرفت. وی هرگونه تحول روبنایی رابرپایۀ تحول زیربنایی دریک جامعه پیش بینی میکرد. به باوراووهوادارانش هرگزتحول سازنده دریک کشورپیاده شده نمیتواندتازمانیکه بنیادهای آن ازریشه دگرگون نشود. به باوراوروبناهای اجتماعی برپایۀ زیربناهای اقتصادی شکل میگیرندوبرپایی روبناهای جدیدرادرسرنگونی ونابودی زیربناهای آن میداند. ازاینرواندیشه ییکه درقالب مارکسیزم لنینیزم جان گرفت، خواهان دگرگونی جمیع سنت ها درجامعه است.

دراین میان هستندنظریه پردازانی چون "جان هالوووی" (1)نویسندۀ کتاب "تغییر جهان، بدون کسب قدرت" که باورداردجهان رامیتوان بدون دردست داشتن قدرت تغییر داد. جان هالووی ایرلندی، استاد دانشگاۀ پوئبلا، متفکر پسا- مارکسیست محبوب از مکزیک تا آرژانتین، یکی از تئوریسین های زاپاتیست است. اثر او در قفسه‌ي کتابفروشی ال مونو دوپاپل (میمون کاغذی) در کنار مجموعه کامل اطلاعیه‌های فرمانده مارکوس جای ممتازی دارد. زاپاتیست‌ها بیشترپراگماتیست هستند. "‌اوبرسیاین" نظریه پرداززاپاتیست ها باورداردکه میان گفتارها و کردارها یک حوزه‌ي خاکستری وجود دارد.

آقای "پیکارد" یکی دیگراززاپاتیست ها عقیده دارد که چالش بزرگ عبارتست از " تحکیم برنامۀ اقتصادی پایدار"به باوراوهرگاه این برنامه به صورت درست پیریزی شو. امکان تغییرات مثبت درجامعه متصوراست ؛ اما برنامۀ زاپاتیستی که حق مردم بومی را در نظارت بر منابع طبیعی به رسمیت می شناسد، دراساس مخالف دنیای نئو‌لیبرال است.

درمیان مارکسیت هاهستند کسانی چون " تری ایگلتون" (2)از معدود نظریه‌پردازان معاصر است که به نقش ادبیات درتغییرجهان تاکیددارد. وی همچنان به سنت فیلسوفان و نظریه‌پردازان دهه‌های 60 و 70 میلادی، نظریه را ابزاری در خدمت اهداف سیاسی می‌داند. او که بیش از هر چیز نظریه‌پردازی ادبی است، تنها به این خاطر متون ادبی را به عنوان محملی برای طرح و بسط نظریات خود انتخاب کرده است که اعتقاد دارد در روزگار ما، ادبیات بیش از مذهب، فلسفه، اسطوره و... فضای گفتاری مناسبی برای تعمق درباره انسان و وضعیت سیاسی ـ اجتماعی اوست. اوباورداردکه در سطح روش سلطه باید با پلورالیسم باشد، چون چیزی که واقعا التقاطی‌گری را منکوب می‌کند نه ثبات در روش، بلکه ثبات در هدف سیاسی است. به نظراومیگوید:" ما به شدت محتاج یک نظام سلسله‌مراتبی برای ارزش‌ها هستیم."اوباورداردکه فرم های ادبی نشاندهندۀ چندظرفیتی اند، نه خنثی که کثرت برداردتنوع پذیرمیباشند.. به اعتقاد او یک اثر هنری خوب باید کارکردی مشابه یک جامعه خوب داشته باشد، تمامی اجزای آن کلیتی هماهنگ و هارمونیک را تشکیل دهند و در عین حال این کلیت، هیچ خودکامگی و استبدادی را به اجزا (افراد) و نهادهای تشکیل‌دهنده‌ تحمیل نکند.

- www.arashmag.com/content/view/122/46/-28

2- www.bashgah.net/pages-21222.html

تغییرازنظرحامیان نظام سرمایه دارد

 

نظریه پردازان نظام سرمایه داری به سنت هادرجامعه به مثابۀ رشته های اعصاب نگاه میکنندکه بافلج شدن هریک ازآنهااحتمال فلج شدن بخشی ازجامعه راتلقی میدارند. ازاینرونظریه پردازان نظام سرمایه داری برای جلوگیری ازهم گسیختگی اجتماعی خواهان اصلاحات گسترده درجامعه اند. ازاین دیدگاه به وسیلۀ دموکراتیزه کردن نظام ونهادینه شدن ارزشهای دموکراسی میتوان به اهداف وسیع توسعۀ سیاسی وتوسعۀ اقتصادی نایل آمدوباگسترش آزادیهای بشری وحقوق بشردرحوزه های گوناگون به چنین مامولی دست یافت.

درکنارنظریه های یادشده نظردیگری هم پیرامون ایجاداصلاحات بنیادی درجامعه وجوددارد که بنیانگذارآن پیامبراسلام است وشماری به شمول مارکس ازآن به عنوان انقلاب محمدی یادکرده اند. ازاین دیدگاه آمدن تحول بنیادی درجامعه نیزحتمی پنداشته شده است که برای ایجادتحولات ساختاری درجامعه نظریۀ خاصی راارایه داده است. این نظرباتوجه به ویژه گی های تاریخی وملی کشورهابرای تحولات بنیادی دریک جامعه برخوردمنطقی ترراملحوظ داشت است تامبادابابرخوردتندویک جانبه شیرازۀ نظام نوپاچنان ازهم بپاشدکه جمع کردن وبافتن دوبارۀ آن ناممکن باشد. ازهمین روپیامبراسلام باتوجه به ساختارهای تاریخی وملی کشورهاپیرامون برخوردپدیده هایاسنت هاشیوۀ خاصی راقابل اجرادانست که ازاین برخوردمیتوان یک قدم به عقب ودوقدم به پیش تعبیرکرد. این نوع برخوردبسنت هاباآنکه ظاهرپدیده هاراحفظ نمود؛ ولی ازریشه وعمق آنهارادگرگون کرد. اوباطرح های سازنده یی درون پدیده هاوسنت هاراآماج حملۀ خودقرارداد؛ ولی ظاهروپوست بیرونی آنرادست ناخورده حفظ نمود، زیرااوباورداشت زمانیکه پدیده یی ازدرون پوسیده گردد، باضربۀ کوچکی قابلیت شکستن راپیدامیکند. این نوع برخوردباپدیده هارادرابعادمادی ومعنوی آن میتوان همزمان به بررسی گرفت.

 

تغییرات شگفت انگیز

يعني گاهی درجهان رویدادهای موازی به هم به نحوی اوضاع سیاسی، اقتصادی ونظامی جهان راعوض مینماید ؛ به گونۀ مثال انتخاب جورج بوش در جنوری سال ۲۰۰۰ و انتخاب آريل شارون به حیث صدراعظم اسرائيل سه هفته بعد از آن زمينه را براي يك كودتاي عميق در سياست خارجي آمريكا نسبت به شرق ميانه ايجاد كرد كه ابعاد واقعي آن فقط اكنون آشكار شده است.

آخرين دليل بر اين كودتا، خبر دهشت انگيز مربوط به تعيين ايليوت ابرامز به عنوان مشاور ويژه بوش در امور خاورميانه و شمال آفريقا بود. كسي كه دادگاه آمريكا او را در مورد دو اتهام در رابطه با دست داشتن در رسوايي «ايران ـ كنترا» و دروغ گفتن به كنگره، مجرم شناخته بود. او فردي است كه از نظر تندروي و حمايت كامل از حزب ليكود و ناچيز شمردن هرچه «مشروعيت بين المللي» نام دارد، از شهرت كافي برخوردار است. او همان كسي است كه در حال حاضر تمام اطلاعات و تحليل هاي مربوط به خاورميانه را در اختيار رئيس جمهور مي گذارد.

ابرامز، پيش از انتخاب تازه اش به اين سمت، در جاي ديگري در كاخ سفيد مشغول به كار بود و مسئوليت سياست جهاني آمريكا در قبال «حقوق بشر و تحول به سوي دموكراسي و نيز سازمان هاي بين المللي» را برعهده داشت. دليل گماردن او به اين سمت به خاطر زياني بود كه آمريكايي ها طي دو دهه گذشته از برخورد او با قضاياي مربوط به حقوق بشر در آمريكاي مركزي و جنوبي متحمل شده بودند

 

امروزه مي بينيم كه «وايت» نفر سوم در پنتاگون شده است. درحالي كه پرل رياست شوراي سياست دفاعي را برعهده دارد و ابرامز هم به سمت مشاور رئيس جمهوري كاخ سفيد در امور خاورميانه گمارده شده است

دانشمندان درتلاش اند تاباایجادنرم افزارهای تازه انقلاب عظییم رادرجهان رونماسازند. چنانیکه به گزارش خبرگزاری فرانسه از ردموند در واشنگتن، دانشمندانی از آزمایشگاههای مایکروسافت در چین، هند، انگلیس و آمریکا به منظور تبادل نظر در مورد چالشها و فعالیتهایشان روز سه‌شنبه در مقر مایکروسافت در ردموند گردهم جمع شدندتاباایجادنرم افزارهای تازه زمینه رابرای تغییر بیشترجهان فراهم بسازند. چنانیکه ریک رشید معاون آزمایشگاۀ مایکروسافت دراین نشست گفت:"ما در هر زمینه‌ یی تحقیق می‌کنیم. هدف ما تغییر جهان و تغییر فناوریهایی است که دنیای بهتری می‌سازد. "دربخش تحقیقاتی مایکروساف همین اکنون 750 تن به کارمصروف است وشاید تاماۀ جون این رقم به 750تن برسد.

تحول شگفت انگیزفناوریهاانسان رادردوراهۀ فاجعه وفلاح قرارداده است، هرگاه این روند ازکنترول خارج گردد، شاید راهی راطی نمایدکه نه تنهاضامن فلاح ورستگاری انسان درجامعۀ بشری شود؛ بلکه فناوریهاچنان اورادرزنجیر های افسون خودقراربدهدکه درازراۀ روشناییهابرایش تیره وتارنمایان گردد.

 

تذکر: قسمت اول به صورت اشتباه زیرعنوان " چگونه میتوان بادریافت "الگوی تغییر"جهان رادگرگون گردانید" به نشررسیده است، امید تصحیح گردد. تشکر.

 

 

Email: nordin_mashid@yahoo.com

Mobile: 093700659886

 

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home