Mashid Mehruddin.JPG

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: مهرالدین مشید

اندیشۀ جهانی دردرازراۀ رسیدن به «الگوی تغییر» برای دگرگونیهای جهانی

قسمت سوم

عوامل وفکتورهای مهم برای تغییرجهان

برای تغییرقانونمند جهان باید عاملهاوفکتورهای تغییردرحوزۀ سیاست، اقتصاد، اجتماع، فرهنگ، هویت وارتباطات هریک تشخیص، تفکیک وشناخته شوند. برای دگرگونیهای موثرجهانی بایست به نقش فرهنگ، هویت وارتباطات درجوامع مختلف توجۀ مزید شودتابااستفاده ازراهبردهای عملی درازراۀ دشواریهابرای تغییرجهان ممکن وآسان گردد. بنابراین برای هرگونه دگرکونیهای کلی وعام درجهان درقدم اول رابطۀ حامیان هرفرهنگ بایست بافرهنگ مربوطۀ آنها شفافترشودتاازبینش "تابویی" نسبت به فرهنگ، هویت وارتباطات کاسته شود. برای نیل به چنین هدفی بایست جهان پهلوانانی ا زتباراندیشمندان فراملیتی وفرافرهنگی وفراایده ئولوژیکی واردعرصه شوندتاباکارهای علمی وپژوهش های نطری وعملی زمینه هارابرای تغییرجهان فراهم سازند وموانع ودشواریهاراازسرراه بردارند.

برای تغییرجهان لازم است تاقدرتهای بزرگ هرچه بیشترتلاشهای خویش رابرای کاستن تشنجات درجهان هماهنگ سازند تاهرچه زودترنقاط داغ تشنج درجهان که منبع اصلی درگیریهای محلی، منطقه یی وبین المللی است ازمیان برداشته شوند. مرکزبانفوذی درجهان ایجادشودتابااستفاده ازشیوه های لازم قدرتهارادرجهت فروکش گردانیدن تشنجات منطقه یی وجهانی یاری رسانند؛ زیراقدرتهای بزرگ نسبت به کشورهای درگیردرتشنجات منطقه یی چون مسآلۀ فلسطین درشرق میانه، کشمیرمیان پاکستان وهند،خط دیورندمیان افغا نستان وپاکستان، سه جزیرۀ تمب کوچک، تمب بزرگ وابوموسی میان ایران وعراق، مسآلۀ تبت درچین وجاهای دیگری درجهان نقش موثرتروتعیین کننده تری برای حل قضایای یادشده دارند.

تلاش دایم صورت بگیردتادولتهای کلان ترغیب شوندکه سیاستمداران وسیاستگذاران بدنام وفاسدراازشراکت درقدرت بدورنگهدارندوزمینه برای سیاستمدارانی فراهم شودکه بااتخاذ سیاست های انسانی درتغییرجهان موفق شوند. آشکاراست تازمانیکه اشخاصی چون "ابرامز" ها مشاورکنونی بوش که وی درمسآلۀ "ایران کنترا" دست داشت ودرکنگرۀ امریکادروغ گفت وپدربوش ازوی معذرت خواست واورابرکنارکرد. ابرامزدرکنار"مایکل لیدن" و"هارواردتایگر"ازجمله حامیان شناخته شدۀ اسراییل اند.باآنهم بعدتروی به حیث رییس " مرکزاخلاق وسیاست عمومی امریکا" تعیین گردید. درامریکاسیاستمداران زیادی است که حامی سیاستهای زورگویانه درمنا زعات جهانی به نفع امریکامیباشند. ازجمله از"باب وودورد" نویسندۀ کتاب " بوش درجنگ " میتوان یادآورشدکه طرفدارسیاستهای زورگویانه برضدخاورمیانه است. درصورت نفوذ گستردۀ همچوسیاستمداران دردستگاۀ قدرت درامریکایاکشورهای دیگرهرگونه امیدواری برای صلح پایداردرجهان ناممکن ودرچنین شرایطی هرگونه تغییرات جهانی مثمربه نفع انسان هم به صورت رویاباقی خواهدماند.

این درحالی است که روسيه (*)خواستار يك ساختار جهاني چند قطبي تازه مي‌باشد، آمريكا به مبارزه در تمامي نقاط جهان براي حاكميت دمكراسي مورد نظر خود متعهد شده است، اروپا كه براي وحدت و همگرايي خود تلاش مي‌كند، در ميانۀ اين دو ديدگاه قرار دارد و آسيا، آرام و ساكت ناظر تحولات جاري است.

سخنان ديك چني معاون رییيس جمهوري آمريكا، به وضوح نشاندهندۀ عزم واشنگتن براي در اختيار گرفتن انحصار عرصه های سياسي و اقتصادي دستكم بخشي از مناطق راهبردي قفقاز و آسياي ميانه میباشد که سير صعودي خشم كرملين به خاطر آنچه كه آن را تلاشي نه چندان زيركانه از سوي آمريكا براي به دست گرفتن كنترل مناطق واقع در مرزهاي جنوبي و غربي روسيه تلقي مي‌كند، قابل تصور میسازد.روسيه در پي احياي عظمت از دست داده شوروي سابق و دوره امپراطوري تزار است اما، واقعيت اين است كه ابزار اقتصادي، سياسي يا حتي نظامي براي تحقق اين امر را در اختيار ندارد.

باآنهمه دشواریهاییکه روسیه به آن مواجه است، اشخاصی دراین کشورچون "الكساندر دوگين" ازجمله نظريه پرداز تندرووجوددارد كه "لس آنجلس تايمز" از وي به عنوان خالق و بنيانگذار ناسيوناليسم معاصر روسيه ياد کرده است. وی گفته است:"شكي ندارد كه يك ماه پس از درگيري گرجستان، دنيا تغيير كرده است." به گفته وي، اين پايان ماجرا نيست بلكه آغاز يك واقعيت است و رويارويي بين ما و آمريكايي‌ها ممكن است بسبار دشوار، جدي و خطرناك باشد.

www.irna.ir/en/news/view/line-15/8706179245134603.htm - k2 - *

 

نقش قهرمانان وتک ستاره هادرتحولات وتغییرات جهان

هرتحول قهرمانی داردکه جاذبۀ سرشارمعنوی ومردمی وچندین بعدی بودن صلابت آنهارامحک میزندوهیچگاه نمیتوان نقش آنهارابه چشم کم دید. دراین شکی نیست که درتحولات بزرگ اجتماعی مردم نقش بایسته یی دارند؛ ولی انسجام دهنده وجهت دهندۀ هرتحولی به صورت قطع مردان استثنایی وروشنفکران ویابه قولی تک ستاره هایی میباشندکه باشعوراجتماعی وفهم سیاسی خویش به مثابۀ خردجنبشهای سیاسی واجتماعی دربسیج وهماهنگی مردم نقش تعیین کننده یی داشته اندودارند. هرگاه انقلابهای بزرگ دینی وسیاسی درجهان موردمطالعه قراربگیرند. علل وعوامل اصلی آنهادشواریهای اجتماعی واقتصادی بوده است که فقر، نابرابری، ستم طبقاتی،گروهی وملی درپیشاپیش آنهاقراردارند.

 

نقش توده هادرآفرینش قهرمانها

دراین شکی نیست که توده هاتاریخ سازاندوتحولات تاریخی رامحک میزنندوباحماسه آفرینی هاوشهکاریهای استثنایی صفحات تاریخ راباخون خودرقم میزنندوازهمین رواست که شهیدراذورق شکستۀ تاریخ خوانده اندکه برهمه عصرهاونسلهاجاری وساری است، باغستانهای سرخ شهادت راآبیاری میکندوسرزمینهای خشک وتفتیده راسیراب خون میسازد، باعظمت انکارناپذیری غلبۀ خون برشمشیررابه نمایش میگذارند وتیغ یقیین رابرناف ستمگران تاریخ میگذارند. ارحادثه سازان تاریخ حق السکوت نمیگیرند؛ بلکه باشجاعت ودلاوری شگفت انگیزبه روی آنهامی تازند. ستمگران وحادثه سازان تاریخ راچنان آماج قرارمیدهندکه برج وباروی کاخهای ظلم درشتاب مواج طوفندۀ آنها میشکندودرهجوم تاخت وتازآنهازیرورومیشوند.

 

گوناگونی تحولات اجتماعی

تحولات اجتماعی روندهای گوناگون رامیپیمایدوفرازوفرودزیادی راطی میکند. دراین فرازوفرودگاهی دراوج وزمانی هم درحضیض فعالیتهای سیاسی قرارمیگیرند. درهرحالی آزمونهای سختی راپشت سرمیگدارند وواضح است که عقب زدن حوادث کارساده یی نه وریارویی باحوادث پنجه های قوی هوش تند میخواهد. باآنهم بنابرپیچیده گی رویدادهادربسیاری مواردقوی پنجه یی هاوتیزهوشیها هم کارگرنمی افتندورویدادهاازمسیراصلی آنهابه انحراف کشانده میشوند. به ویژه زمانیکه یک حرکت سیاسی کارش به سازوبرگ نظامی کشانده میشود، درچنین حالی مبارزه فرسایشی میگرددوفرسایشی شدن مبارزۀ به وابستگی اجباری یک جریان می انجامد. این وابستگیهاراۀ گزیده ترین نهضتهارابه کانالهای گوناگون نظامی واستخباراتی وصل ساخته است که چنین تعاملی درواقع آغازی است، برای فاتحه خواندن یک حرکت سیاسی واحتماعی. جهادافغانستان ازجملۀ مظلومترین جنبشهای سیاسی ونظامی درجهان است که به صورت بیرحمانه یی قربانی چنین معامله های استخباراتی جهانی گردید وهنورهم ملت مادرآتش این معامله های استخباراتی دست به دست میشود، هستی اش به آتش کشانده میشود ومردمش ناچارانه جان میدهند.

 

انقلاب درحوزۀ رایانه ها ممدتغییرات جدی درجهان:

برای ایجادتغییرات جهانی کاردرعرصه های گوناگون علمی وتخنیکی لازم است. اگرگفته شودکه برای نیل به چنین هدفی انقلاب درحوزۀ رایانه هانیزیکی ازعامل های مهم به حساب می آیدتاباایجادنرم افزارهای اجدیدشناخت واقعی جهان برای بشریت ممکن گرددودریافت آگاهیی درست پیرامون کاینات وچگونگی خلقت آنهانیز انسان راقادربه دگرگونیهای مهم درجهان نماید وبافروریختن دیوارهای جهل وغفلت دریچه های آگاهی بازشده وزمینه های شناسایی بهترجامعۀ بشری برای تغییرات موثروسازنده میسرمیگردد. هدف اساسی ازاین تغییرات بویژه دربخش های ایمنی وامنیتی فضارابرای تغییرات بهترمساعدمیگرداند. که هدف اصلی ازاین تغییرات راتغییردرفناوری هااست تاقدرت حاصل دهی یعنی تبدیل فناوری به محصول راپیداکند.

گفت وگوی ادیان رهگشای موفق تری برای دگرگونیهای جهانی

عبوربشرازمرحلۀ تجددبه مرجلۀ پساتجددباوجودنقدهای شالوده شکن نتوانسته است، دنیادی دیگری رابوجودآورد. درواقع دنیای متجدد هرروزنسبت به گذشته لرزان ترونسبت یه زده گی نگران تروبی قرارترمیشود. بنابراین گفتگوی ادیان پاسخ روشن تری دارد، برای رهایی انسان ازنگرانیهای موجوددراین دنیای متجدد؛ زیرادنیای متجدد درصدددورساختن خداازعرصۀ زنده گی وذهن انسان است. درحالیکه آیندۀ چنین روندی به نهیلیزم یاپوچیگری می انجامدوبرای رهایی ازبندپوچیگری هاودست یابی به داوری دینی بایست دنیای معاصرراخوب شناخت و دریافت که دنیای معاصرکدام است ودین چیست وچه نقشی درآن دارد.

برای دست یابی زودهنگام تفاهم میان ملتهاریشه های مشترک ادیان بایدشناسایی شوندتابادورکردن پرده های ابهام وسؤ تفاهم میان ادیان دین رابه صورت حقیقی آن آراست و ازآرایه های نابکارآن کاست؛ زیراآنچه امروزفاجعه باراست، هماناکمرنگ بودن جوهرمشترک ادیان درجوامع بشری است.

دریافت ریشه های مشترک ادیان دردنیای معاصرپرده های کمرنگی ازمیان حقوق بشروآزادی های مذهبی فرومی افتدوزنده گی درجوامع بشری بدون درنظرداشت اکثریت واقلیت ازتوازن وپایداری خوبی بهره مندمیگردد. برای مردم آگاهی داده شودکه هرچیزحدودی دارد، طوریکه نقض حقوق بشرموردقبول نیست، مذاهب نیزنبایدهویت خویش راازدست بدهند. برای رسیدن به چنین مامولی جلوافراط وتفریط رادرهمه طرفهابایدگرفت تاباجاگزینی روح پهناوراخلاقی ادیان مانع تندرویهاونفرت هادرمیاتمامی دینداران شد؛ زیراتامین ارزشهای معنوی دین درجامعه به تامین صلح وثبات درجهان مفیداست.

باتوجه به قرائت های جدیدازدین به اساس متون معتبردینی چون زبور، تورات، انجیل وقرآن وشناختاندن روح حقیقی آنها زمینه های آشتی دهی دین رابادنیای متجددبهترگردانیدتابتوان دردنیای معاصرکه مهاجرت های بین المللی بسیاری رادرکنارهم قرارداده است، مردم بتواننددرفضای سیاسی مناسب به عنوان شهروندباهم زنده گی نمایند.

بااستفاده ازارزشهای آزادی بیان میزان تحمل پذیری رادرمیان دینداران وحتابیدینان بلندبرد. رسانه هابدورازسایۀ سیاستهای زورگویانۀ قدرتهامیتواننددراین راه همت خوبی بگمارند. آزادی بیان وافکارچراغ سبزی است، برای فردفردی ازجوامع بشری که بابهره گیری ازآن میتوانند، برای گسترش اعنقادات فوتامین اندیشه های خوب خودبه صورت قانونمنددرفضای آرام استفاده ببرندتاباشدکه حقیقت برتری درمیان حقایق گوناگون درجهان به شکل خودجوش وطبیعی تجلی نماید.

تغییرات عمومی درجهان زمینه سازیک دگرگونی تازه درجهان

قرن بیستم بایکه تازیهای امریکاآغازشد وبه زودی راهش راتغییردادونه تنهابه حال اولی خودنماند؛ بلکه به سوی یک نوع آشفتگی غیرقابل کنترول نیزدرحرک است. امریکاتوانست مدتی زیرنام مبارزه باتروریزم بخشی ازجهان به اصطلاح آزادرادررکاب خودبه چرخ آورد؛ ولی به همان سرعبتی که این جنگ نوین جان گرفت واوضاع سیاسی ونظامی جهان رامتحول نمود، حالابه همان سرعت راۀ خودرادارد، تغییرمیدد و تغییرات آن به تدریج رگه های سیاسی، نظامی واقتصادی رابه صورت فراگیری درخودمی پیچاند.

دهۀ دوم قرن بیست ویک جهانی رابه تصویرمیکشدکه نشاندهندۀ چرخش مهمی ازجنگ افروزی، لشکرکشی هاوتهاجم به سوی گفتگو، مذاکره ومصالحه میباشد. همین اکنون درسطح جهانی ذهنیت تازه یی پیرامون مبارزه باتروریزم درحال شکل گیری است واین شکل گیری صرف درعرصه سیاسی ونظامی باقی نمانده است، به صورت تقریبی جمیع حوزه هابویژه حوزۀ اقتصادی رافراگیرترازهرزمانی دربرگرفته است. بحران اقتصادی درجهان سرمایه داری( جهان پول محور)اوضاع سیاسی واجتماعی جهان رابه سوی دیگری درحال کشاندن است. به گونۀ مثال دیروززمامداران وسیاستمداران غرب یک سره فریادبرآوردندکه مبارزه باترویزم تامین کنندۀ حیات سیاسی واحتماعی مغرب زمین است؛ ولی امروزورشکست های اقتصادی درغرب ناشی ازهزینه های هنگفت نظامی درعراق وافغانستان اوضاع این کشورهارابه کلی دگرگون کرده است. امروزماشاهدحال هستیم که سیاستمداران وزمامداران درغرب همه یک صداشده اند ومیگونید، بگانه راۀ حل به گونۀ مثال درافغانستان مذاکره باطالبان میباشد؛ زیرا غرب نگران است که ممکن ورشکستگی های اقتصادی کنونی آن دربرابرکشورهای تازه به دوران رسیدۀ شرقی به ویژه ایران، پاکستان، هند، جاپان، چین وروسیه واحتمال شکل گیری مثلث هاومربع های جدیدمیان این کشورهابالاخریه غرب زمین گیرخواهدکردکه احتمال این شکل گیریهای تازۀ سیاسی ونظامی درشرق آیندۀ کشورهای غربی هرروزبیشترازروزدیگرپرمخاطره مینمایاند. ازهمین رواست که سیاستمداران غرب راوسوسۀ عجیبی فراگرفته است ودرتلاش اندتاهرچه زودترراهی برای رهایی ازجال مبارزه باتروریزم پیدانمایند. به صدادرآمدن زگنال های مذاکره ومصالحه باطالبان درافغانستان وپاکستان بوسیلۀ صدراعظم های کانادا، دنمارک، آلمان، ایتالیا...وزرای دفاعی وخارجۀ کشورهای یادشده به اصافۀ امریکانشان دهندۀ این واقعیت است که امریکاوغرب ازاین طریق باب مذاکره باالقاعده راهم ناگزیربازخواهدنمود.. بایست بابه صدادرآوردن زگنالهای صلح برای رفاۀ همگانی درمراکزسیاسی جهان وبابه فریاددرآوردن ناقوسهای تحمل، تفاهم ویکدلی درمسجدها، کلیساها، دیرها، کنشت ها، صومعه ها، درم سال ها وتمامی معبدهااین روندراهرچه زودترتسریع بخشید.

هرچه باشد، این تحولات سیاسی، نظامی واقتصادی مردم وملتهای صلح دوست راواداشته است که درهمنوایی بادانشمندان ومتفکران انسان دوست ورفاه طلب راهی رابرای بیرون رفت جهان ازفاجعۀ کنونی سراغ نمایند. حالت موجوده بیش ازهرزمانی اینگونه تلاشهارابه باروبرگ می نشاند؛ زیراجهان اکنون بیش ازهرزمانی آمادۀ پذیرش یک تحول جدید است تاهرچه زودتربه همت دانشمندان وحمایت سیاستمداران انسان دوست به راه افتد، دانشمندان برمصداق حرف "زنگ افگندن درگردن پشک" دراین راه پیش قدم شوند وبرمصداق والگوقراردادن این بیت لسان الغیب حافظ شیراز"

بیاتاگل برافشانیم ومی درساغراندازیم فلک راسقف بشگافیم وطرحی نودراندازیم

هرچه زودترواردعمل شوندشوندتاباترغیب وپیش افگندن سیاستمداران پیش ازآنکه کارمردم جهان یکسره شود، کاری راازپیش ببرند که هنوزهم هنوزاست، تاخیربیشتردراین راه جهان رافاجعۀ هولناکی به آغوش خواهدکشید.

 

 

 

چگونگی ایجادتغییرات درجهان

برای ایجاددگرگونیهادرجهان به بنیادی نیازاست که بیرون ازنفوذ قدرتهای بزرگ وکوچگ جهان درسایۀ حمایت جامعۀ بین المللی به کارخستگی ناپذیرشانروزی بپردازد ومراتب زیررادردستورکارخویش قراربدهد.

- این بنیادقدرتهای بزرگ راترغیب کندتاسیاستهای خودراانسانی بسازند.

- این بنیاد برای زمینه سازی تغییرات جهانی شیوه های گوناگونی رابایدراه اندازی نماید، ازجمله قدرتهای بزرگ رابرای همکاری باکشورهای درگیربرای حل بسترهای داغ تشنج درسراسرجهان ترغیب نماید. به مسألۀ فلسطین ارجحیت داده شودوبرای حل نهایی موضوع کشمیر، دوطرف خط دیورند، جزایرموردمنازعه میان ایران وعراق، تبت، تایوان و... اقدامات لازم وعملی صورت بگیرد.

- حل منازعات منطقه یی وجهانی رادردستورکارخودقراربدهد.

- ظرفیت های قناعت پذیری قدرتهای بزرگ رابلند ببرد تاباتوجه به مصالح ملی کشورهای شان به حل قضایای کلان جهانی چون فلسطین، عراق، افغانستان، هند، ایران و... به توافق نهایی برسند.

- دگرگونیهاباید طوری آغازشوند که فارغ ازهرگونه گرایش هاپاسخگوی خواست اکثریت مردم جهان باشند.

- تغییرات درهرکشوری نظربه ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی وفرهنگی آن درنظرگرفته شود.

- برای نهادینه گردانیدن تغییرات بهترخواهدبود تادرکشورهای فقیرازتجارب درجهان سوم بیشتراستفاده شود تاازنسخه های غرب.

- روند تغییرات درغرب طوری راه اندازی شودکه سبب خلای سیاسی واقتصادی درجهان سوم نگردد.

- درشماری ازمواردممکن است که تجارب کشورهای شرقی وغربی به صورت مخلوط به کارگرفته شوند.

- درنظرگیری امکانت موجودۀ کشورهابرای هرگونه تغییری حتمی ولازمی است.

- باید توجه داشت که تجارب چه سیستمی وکدام کشوری برای تحولات سازنده، مفیدوانسانی موفق بوده است.

- مروری کوتاه برتجارب کشورهای کمونیستی سابق وکشورهای سرمایه داری واستفاده ازتجارب مفیدونامفیدآنها.

 - مروری براقتصادپلان مرکزی واقتصادسرمایه داری و جهان اسلام واستفادۀ مختلط ازهرکدام.

- استفاده ازارزشهای دموکراسی، حقوق بشر، پلورالیزم دینی وتاثیرات مثبت ومنفی آنهابرای نزدیکی جوامع بشری باتوجه به فرهنگهای گوناگون آنها.

- گفت وگوی فرهنگهاوتمدنهامیتواند گرهی ازدشواریهارابرای دگرگونیهای موثر، مفید وانسانی بگشاید.

- توسعه وگسترش گفتگوی ادیان درکنارگفتگوی تمدنهاوفرهنگهابه مثابۀ رهگشای موفق تربرای دگرگونیهای جهانی.

- به همت این بنیادزمینه های تدریس مضمونهای مستقلی زیرعنوان گفتگوی تمدنهاوفرهنگهاوگفتگوی ادیان درتمامی مکاتب جهان فراهم گردد.

- استفاده ازاندیشه هاوافکاربشری برای ایجاددگرگونیهادرجهان.

- باتوجه به اینکه تمدن بشری ریشۀ مشترکی دارد، بااستفاده ازاین ریشه های مشترک درازراۀ دشواریهای دگرگونیهادرجهان رامیتوان به ساده گی پیمود.

- دریافت ریشه های مشترک فرهنگی، فرهنگهاوتمدنهای مختلف.

- درنظرگیری اولویت هادرهرکشوری دراشکال اقتصادی وسیاسی ویاهردوهمزمان وهماهنگ.

- تحول به حیث مضمون پایداروفناناپذیردرهستی مدنظرگرفته شودوهم بایدتوجه کرد که بارتحولات تاریخی واجتماعی راانسان به دوش میکشد؛ زیراتاریخ گویی برشانه های انسان ازعصری به عصری عبورمیکند وازهمین رواست که انسان مضون اصلی تاریخ شناخته شده است.

- برای تسریع رونددگرگونیهاشرایط توسعه درهرکشوری مطابق به ظرفیتهای سیاسی واجتماعی آن بایست درنظرگرفته شود.

- تیوریهانظم نوین جهانی بایست موردتجدیدنظرقراربگیرند.

- تیوریهاواندیشه های کنونی درموردجهانی شدن دوباره بازنگری شوند ودراین بازنگری هاتوجۀ مزیدبه فرهنگ، هویت وارتباطات کشورهاشود.

- برای زمینه سازی های بهترتغییر به حساسیت های فرهنگی، هویتی وارتباطاتی کشورهاتوجه شود.

- دگرگونیهای کلی ومفیددرجهان زمانی ممکن است که قدرتهای بزرگ ازبازیهای سیاسیی چون مبارزه باتروریزم باید اجتناب نمایند.

- قدرتهای بزرگ حاضربه شناختن حق واقعی ملتهای فقیرگرددوبپذیرند، ازحقوق وآزادیهای انسانیی که باید یک انسان غربی برخورداراست، یک انسان شرقی نیزازچنین حقی بایدبهره مندشود.

- این بنیادباتلاش شانروزی قد رتهای بزرگ راترغیب نماید تاواداربه شناخت واقعی ملتهای فقیرشوند.

- برای تغییر مفیدوجهان شمول باید باتفکرجهانی عمل کردوازمجموع اندیشه های بشری - بااجتناب ازهرگونه افراط وتفریط - بهره گرفت.

- جنبش های سیاسی سراسرجهان رابااحتراز ازهرگونه افراط وتفریط به میانه روی اعتدال تشویق کرد.

- جستجوی راههای عملی برای تغییرجهان وطرق پیاده نمودن تیوریهادرعمل.

- اجتناب ازذهنی گراییهاافراطی وابهام اندیشی های درونزایانه بدون درنظرگیری شرایط بیرونی کشورها.

- این مرکزباجدیت تلاش نماید تاازحادثه آفرینیها وماجراجوییهای شماری کشورهابه صورت جدی جلوگیری نماید.

- مرکزیادشده برای ایجادتغییرات مثبت درجهان ونرم سازی انعطاف پذیری گروههای اصول گرابویژه گروههای قشری "به فرهنگ اصل بازگشت به خویشتن "ملتهاتوجۀ زیادی کند.

- این مرکزقدرتهای بزرگ رامتقاعدبگرداندتابه تمامیت ارضی وحاکمیت سیاسی کشورهااحترام بگذارندوآنهاراموردتجاوز قرارندهند.

- برای تغییرات جدی به عناصری توجه شودکه زمینه سازتحولات شگفت انگیزمیباشند.

- درهرگونه تغییرات کوشش شودتامحیط زیست ازآلوده گی بیشتررهایی یابد.

- درپروسۀ تغییربه توسعۀ پایدارزیادترتوجه گردد.

- بسترهای اصلاحات باید درنظرگرفته شوند تامحورهای تغییرزودترشناخته شوند.

- درجریان تغییر به ایده آل های نوخواهانۀ انسان به مثابۀ هستی خدادادباید توجه شود.

- برای ایجادتغییردرهرکشوری شناخت واقعی تاریخ وویژه گیهای ملی آن لازم وحتمی است.

- باتوجه به سرنوشت دردناک انسان به نقش توده هادرهنگام تغییربایست ارجحیت داده شود.

- تنهاتغییرات مثمردرجهان زمانی آمدنی است که ازسیاست های خصمانۀ ابرقدرتها جلوگیری شود.

- برای تغییرجهانی باید انتقادپذیرانه عمل کردوباتیغ انتقادگری واردعمل شد.

- این تغییردرچارچوب قوانین ومیثاقهای شناخته شدۀ بین المللی باتوجه به ویژه گی های تاریخی وملی کشورهاباید راه اندازی شود.

- برای پیاده شدن چنین تغییری درسطح جهان بایست اول نیازهای کشورهادربستردشواریهای سیاسی واقتصادی آنهاتشخیص وتفکیک شوندتابه دریافت وشناخت الگوی ویژه یی تغییروقابل اجرادرسراسرجهان دست یافت.

- دولتهاترغیب شوندتاازبرنامه های این بنیادحمایت سیاسی، نظامی ومالی نمایند وباایجادتاسیسات اقتصادی واجتماعی زمینه های سهمگیری باهمی رادرسطح ملی وبین المللی کشورهافراهم نمایند.

 

- درآخرین تحلیل این بنیاد تلاشهای همه جانبه رابه خرج دهدتابتواندباحمایت سیاسی، اقتصادی ومالی دولتهای جهان تغییرات الگویی رادرسراسرجهان بوجودآوردکه ازآن به عنوان "الگوی تغییر"میتوان یادآورشد.

Email: nordin_mashid@yahoo.com

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home