|
|
نوسنده:
مهرالدین
مشید مثلث
هویت،فرهنگ
وارتباطات
درمحورسیاستهای
امریکابه
مثابۀ
مخروطی آشتی ناپذیردربرابرجهانی
شدن قسمت
سوم دیدگاههاپیرامون
جهانی شدن جهانی
شدن
فراینددشواروپیچیده
یی است که توسعۀ
وپیشرفتهای
اقتصادی،
فرهنگی،
فناوریهای
اطلاعاتی
وارتباطاتی
به صورت
فراگیروفراملیتی
سراسر جهانرا دربر بگیرد. اینکه
این
فرایندبرمبنای
کدام سیستم
اقتصادی
ودرزیرچترچه
فرهنگی
درجهان تحقق
پیدامیکند،فناوریهای
اطلاعاتی
وارتباطاتی
درخدمت کدام
سیستم
اقتصادی
ودیدگاههای
فرهنگی یی
قرارمیگیرد،درپخش
چگونه
ارزشهای
فرهنگی یی
سهم
میگیرندویااینکه
حق استفادۀ یکسان
مساویانه
وعادلانه
ازفناوریهای
اطلاعاتی
برای
کشورهای غنی
وفقیرمساعدمیشودیاخیر.
مسایلی
اندکه پاسخ
گفتن به
آنهاجهانی شدن
راجهت وتحقق
آنراممکن
وراۀ رسیدن
به آنرانشانی
مینماید.
گفته های
بالاباآنکه
پرده ازروی
یک سلسله
ابهامات
جهانی شدن برمیدارد،
به گونه یی
چالش
هاییراارایه
میدهندکه
جهانی شدن
باآنهاربرواست.فرایندجهانی
شدن زمانی
تجسم عینی
پیدامیکندکه
ازکوه وکتل
دشواریهای
یادشده
عبورکرده بتواند.
روندیادشده
بویژه زمانی
پیچیده
ترمیشودکه اطلاع
رسانی به
مثابۀ
نیرومندترین
وسیله برای
تامین ارتباطات
درسطح جهان
به صورت حیرت
آوری درحال
گسترش
میباشد.
توسعۀ
فناوریهای
معلوماتی
وشگوفایی
ابزارهای
اطلاعاتی
چنان جهان
رابه سرعت چشمگیردرمینورددکه
اطلاعات
بدون هرگونه
مانعی
مرزهای
جغرافیایی
رامیپیمایدوزمان
ومکان رامی
فشردکه جهان
رامیتوان
ازشیشۀ کمپیوتری
به تماشاگرفت.
ازهمین
رواست که
اطلاعات
واطلاع
رسانی درراستای
تامین
ارتباطات
گسترده
درسطح جهانی
نقش بس بزرگی
راپیداکرده
است. جای
دارداگرقرن 21عصراطلاعات
وارتباطات
نامیده شود. وسایل
اطلاع رسانی
که به صورت
عجیبی
ارزشهای فرهنگی،سیاسی
واقتصادی
جهانی رابه
سرعت ازیکجابجای
دیگرانتقال
میدهدوازجهتی
هم کشورهای
درانتقال
آگاهیهای
نامبرده نقش
خوبتردارندکه
ازلحاظ
اقتصادی
درموقف
بهتراندوازداشتن
بیشترین
امکانات
برای گسترش
اطلاعات بهره
مندمیباشند.
بنابراین
داشتن وسایل
انتقال
معلوماتی
وابزارهاو
فناوریهای
جدیددررسانیدن
اطلاعات دست
اول نقش
تعیین کننده
رادارندکه
این تفاوت آشکاررامیان
کشورهای غنی
وفقیرازلحاظ
انتقال
واخذاطلاعات
میرساند.
توسعۀ
فناوریهای گوناگون،افزایش
آگاهیهای
بشری،سرعت
پیشرفت،داشتن
امکانات
اقتصادی
برای انتقال
اطلاعات
بیشتروبالاخره
ظرفیت های
انسانی
وتخنیکی همگام
باظرفیت های
سرشاراجتماعی
واقتصادی
درکنارمنابع
بزرگ طبیعی
ازجمله
عواملی
اندکه
درپروسۀ
جهانی شدن
اثرات مهمی
دارند.
درحقیقت
میزان دسترسی
به امکانات
یادشده قدرت
کشورهارادرااین
زمینه به
نمایش
میگذاردکه
هرکشورنظربه
تواناییهای
خوددرعرصۀ
نامبرده
قدرت مانوررادربرابرکشورهای
دیگردارند. همین
تفاوتهاوگوناگونیهاهای
اقتصادی وفرهنگی
است که مانع
پخش عادلانۀ
اطلاعات
درسراسرجهان
میگردد. عدم
پخش اطلاعات
وآگاهیهای مختلف
به صورت
عادلانه
میان
کشورهای غنی
وفقیرراه
رابرای
منازعه میان
این
کشورهابرسرجهانی
شدن درعرصه
های گوناگون
به پیش کشیده
است که
دیدگاههای
فکری مختلفی
رادراین
زمینه
برانگیخته
است.ازهمین
رواست که
ایجادفاصله
های اقتصادی
وفرهنگی
میان
کشورهای غنی
وفقیروتشدیدروزافزون
این فاصله
فرایندجهانی
شدن راسخت به
دشواری
کشانده است. مخالفان
وموافقان
جهانی شدن
تاحال باسه
استرتیژی
متفاوت
دربرابریکدیگربه
مانورمیپردازند.
استراتیژی
موافق،
استرتیژی
مخالف
واسترتیژی
آمیزه یی
ازهردو. سه
گرایش
یادشده
پیرامون
جهانی شدن
دیدگاههای
مختلف
دارندوهریک
برای به حق
جلوه دادن اندیشه
های
خوددلایل
مختلفی
راارایه
کرده اند. حامیان
پروژۀ جهانی
شدن بااهداف
درازمدتی که
دارند،بعدازسالهای
1970درعرصه های
گوناگون
اقتصادی
وسیاسی برای
پیاده شدن آن
دست به
کارشدند.
دانشمندان
زیادی
رابرای
تیوری پردازی
درمحوراین
پروژه به
استخدام
گرفتندتاآنکه
توانستند،درسال
1990 دهکدۀ
"داووس"درکشورسویس
یکی
ازمشهورترین
مکانهای
جهان رابحیث
مرکزاصلی
گفت
وگوپیرامون
پدیدۀ جهانی
شدن به ویژه
درحوزۀ
اقتصادی
مبدل نمایند.
نشست داووس برای
اولین باربه
ابتکاریک
استاداقتصادبه
نام
داکتر"کلاوس
شوآب" (klus schwab)
برای تقویۀ
علم مدیریت
اقتصادی
وتوسعۀ اقتصادی
درشهرنامبرده
برگزارشدکه
پس ازآن هرسال
درآخرجون واوایل
فبروری
اجلاس بزرگی
زیرنام "مجمع
اقتصادجهانی"دردهکدۀ
یادشده
برگزارمیشودورهنمودهای
اصلی واساسی
جهانی سازی
توسط کارشناسان
اقتصادی،سیاسی
وبرجسته
ترین
متخصصین
علوم انسانی
وتجربی جهان
سرمایه داری
درآن تعیین
میشود. شرکت
کننده گان
اصلی اجلاس
داووس
رارهبران کشورهاوصاحب
نظران جامعۀ
جهانی تشکیل
میدهند.دراجلاس
سالانۀ
داووس
شمارزیادی
ازرهبران
جهان
باوجودمخالفت
های
شدیدسیاسی
میان آنها
درنشست
یادشده
اشتراک
میکنند.این
نشست سالی
یکبار
درآخرجنوری
درداووس
سویس صورت
میگیردکه
شمارزیادی
ازرهبران
سیاسی
واقتصادی کشورهای
جهان درآن
اشتراک
میورزند.
چنانچه
درنشست
سالجاری آن
حامدکرزی
رییس جمهوری
افغانستان
باتوجه به
اوضاع نظامی،
سیاسی
واقتصادی
این
کشورتوانست
تاازاین تریبیون
جهانی
حرفهای
خودرابه گوش
جهانیان برساند. آنانیکه
ازپروژۀ
جهانی شدن
حمایت
نمیکنند وآیندۀ
کشورهای
خویش
رادرزیرچترآن
تاریک
ونگران
کننده
ارزیابی
میدارند،
درجهت مخالف
باجریان
نامبرده
قرارگرفته اند
تاپس ازسال
1990موفق به بسیج
مردم وتاسیس
چندین جریان
به ضدنشست
داووس
گردیدند.
ازجمله جنبش
های آسیایی
موسوم به
نیروی مردمی
وکنفرانس
ضدنیولیبرالیزم
که توسط
"زاپاتیست
های شیاپاس"،جنبش
داووسی
دیگرچون
"نشست بین
المللی پاریس"
به
ابتکارجنبش
اتاس(Attac
)وغیره کم کم
دربرابرنشست
داووس قدرت
نمایی کردندتاآنکه
جنبش های
یادشده پس
ازبرگزاریهای
متعدددرسال
1999درسیاتل،درسال
2001درژن،درسال
2003درکانکون
قوام
بیشتریافتندوبالاخره
فرصت
یافتندکه باگردهمایی
بزرگی
زیرنام
"همایش
اجتماعی جهانی
پورتوالگره"
(FSM) درمقابل
نشست جهانی
اقتصادی
داووس
تبارزکنند؛ولی
پراگنده گی
های
جغرافیایی،فرهنگی
وشغلی
مبارزین
ضدنیولیبرالیزم
رامجال
ندادتاباوجودعوامل
خودجوشی
جنبش نامبرده
درسطح
بزرگترخودنمایی
کند. باآنهم
ازسال 1999بدین
سودهها
هزارتن
درگردهماییهای
شرکت کرده
اندکه مخالف
نشست داووس
میباشند. این
مخالفتهابه
ضدپروژههای
مقامات
بلندپایۀ
تصمیم
گیرندۀ
جهانی چون
بانک جهانی،
صندوق بین
المللی پول(FME)، احلاس
جهانی تجارت
واتحادیۀ
اروپاصورت
گرفته است.
جنبش
ضدداووس
(مجمع اقتصادی
جهانی
)باوجوددشواریهاییکه
فراراۀ آنهاقرارداشت،موفق
شدندتابابرگزاری
گردهمایی
هایی چون در"فلورانس"
درسال
2002ودر"پورتوآلگره"درسال
2003حضورفعال
خودرادرسطح
جهانی به
اثبات برسانند.
اشتراک
کننده گان
درنشست
اخیرخویش
جنگ امریکابه
ضدعراق
راشدید
موردانتقادقراردادندوتهاجم
امریکابه
عراق
رادلیلی
برای به
انحصاررفتن
جهانی شدن
ابرازنمودند.
پس ازایجادتحول
بزرگ درمیان
هواخواهان
جنبش ضدداووس
نشستی
رادرممبئی
هنددرجون
2004برگزارواعتراضات
شدیدخودرانسبت
به پروژۀ
جهانی شدن ابرازکردند.
ازاینکه
درمحورجنبش
ضدداووس به
صورت عموم
حرکتهای
غیردولتی
قراردارند،
ازامکانات بهترمالی
برای تبلیغ
ورسانیدن
پیامهای
خودراندارند،ازسویی
هم جلب وجذب
شماری
ازجنبشهای
غیردولتی
بوسیلۀ حرکت
داووس وپیش
آمدمشکلات
اداری
برسرراۀ
حرکت
ضدداووس این
جنبش راازپاافگندکه
"فقدان
استرتیژی
واحد پیرامون
استفاده
ازوسایل
ارتباط جمعی
" (1)سازمان
نامبرده
راسخت به چالش
کشاندتاآنکه
این جنبش
توانست پس
ازنشست
درممبئی
هنداز16تا21جون
2004درساختارخودتحول
بزرگی
رابوجودآوردوحرکت
نامبرده
رابسوی جهانی
شدن سوق بدهد. شماری
ازدانشمندان
فرایندجهانی
شدن رادرزیرچترسیاستهای
اقتصادی
ومالی
کشورهای
حامی آن
حتاامریکاچنان
ناکارامیخوانندکه
نه تنهااین
پروژه
بسیاری
ازکشورهای
انکشاف
نایافته
رامتضررمیسازد؛بلکه
حامیان
سراپاگرویدۀ
اورانیزآسیب
پذیرمی گرداند.
چنانچه
ارقام
وآماری که
ازطرف
سازمان ملل متحدازسال
1987تا1993به
نشررسیده
است،
نشاندهندۀ
آن است که
درااین مدت
درآمدیک
درصدازخانواده
های غنی
امریکایی
50درصدافزایش
رانشان
میدهدکه دراین
مدت
درآمدخانواده
های
فقیرامریکایی
به 15درصدکاهش
یافته است. داکتراحمدسیف(2)
درمقاله یی
زیرعنوان
"جهان کردن
واپسین
مرحلۀ
امپریالیزم"
یکی دیگرازعلل
جهانی کردن
رایافتن راههای
مناسب برای
تامین مالی
کسربیلانس
پرداختهای
اقتصادامریکاییان
عنوان کرده
است ونوشته
است:"امریکاازسال
1960میلادی به
گونۀ مزمنی
به
کسربیلانس
پرداختهامواجه
است. قرضداری
خارجی سرانۀ
کشورهای
جهان سوم
نزدیک به
500دالر
امریکایی است؛ولی
قرضداری
سرانۀ خارجی
امریکامعادل
7333دالرامریکایی
یعنی اندکی
کمتراز15برابر.
درحالیکه
سالانۀ
کشورهای
فقیرازبابت
قرضداری های
خودسالانه
300ملیارددالربه
کشورهای غنی
می پردازند.
درمقابل
پرداخت
سالانۀ
امریکاازجهت
تادیۀ
قرضداری سالانه
آن
از20ملیارددالربالانمیرود.
پرداختهای
امریکادرزمان
پدربوش
4.4ملیارددالربودوحالابه455ملیارددالررسیده
است. صاحب
نظران پیش
بینی کرده
اندکه
کسربیلانس
بودیجۀ
امریکاروبه
افزایش میباشدوشایدروزی
برسدکه
امریکاروزانه
4ملیارددالرازبازارهای
جهانی قرض
بگیرد.
پرداخت قرضه
های امریکادرسال
2003به نسبت سال
پیشترازآن
که
43.2ملیاردبود،150درصدافزایش
یافته است.
ازسویی هم
بانک جهانی،صندوق
بین المللی
پول وسازمان
تجارت جهانی
بنابه سیاست
های قرضدهی خویش
به کشورهای
فقیرسالانه
ملیونهادالرازآنهابهره
میگیرند؛ولی
استهلاک
قرضه های آنهاراهرگزنمی
پردازند. این
است نمونه یی
ازمساعدت
های سازمان
های بزرگ
مالی جهان که
نشاندهندۀ
عدم توازن
درعرصۀ
دادوستدمالی
میباشد. ازهمین
روشماری
دانشمندان
جهانی شدن
راتوطیه به
ضدکشورهای
فقیرازطرف
کشورهای غنی
میدانند؛زیراکشورهای
نیرومندبه
بهانۀ تجارت
آزادجهانی
آنهم بدون
موانع گمرکی
زمینۀ
دستیابی به بازارهای
کشورهای
فقیرراپیدامینمایندوپیشرفت
فناوری
اطلاعات
راتحولی
ارزیابی
میدارندکه
زمینه سازانتقال
ثروت های
غربی به
کشورهای
شرقی وفقیروبه
انحصارکشاندن
بازارهای
مالی
آنهاعنوان
میدارند. ازآنجاکه
غرب نقش
استرتیژیک
وبنیادین
راباپشتوانۀ
ابزارنیرومندآن
درهدایت
پروژۀ جهانی
شدن
دارد.بنابراین
شماری پروسه
نامبرده راغربی
وبروفق
روحیۀ آن
میدانندوهدفش
راهم توسعۀ
فرهنگی
وسیاسی غرب
درزیرپوشش
اقتصادنیرومندآن
کشورهاتلقی
میدارند. زیراتاحال
نه تنهاثروت
جهانی نشده
است؛بلکه
ثروت دردست
افرادمحدودی
تمرکزیافته
است.
درشرایطی که
فناوری
ارتباطات
جهانی نشده
است
واقتصادهم
که پایۀ
برتری
تاریخی
سرمایه داری
درانحصارغرب
است.چگونه
میتوان به
دورنمای این
جریان به نفع
کشورهای
غریب
امیدواربود. ازهمین
رواست که
داکتر"ماهاتیرمحمد(3)"صدراعظم
مالیزیادراجلاس
مشترک تجارت
وفناوری مالیزیادر
موردپروژۀ
جهانی
ابرازنگرانی
کرده وچنین
گفته
است:"عناصرترکیبی
توسعه چون ثبات
سیاسی،منابع
طبیعی وانسانی،سرمایه
وسرمایه
گذاری است
وازسویی هم
پیشرفت های
تکنولوژیک
جریان
نامحدودسرمایه
وظهوراقتصاددانش
گرامعادلۀ
توسعه
راپیچیده ترساخته
است.اطمینان
نیست که
بتوانیم
ازعهدۀ این
محیط پیچیده
برآییم، یاخودرابه
آن منطبق
نماییم
یااینکه
بدلیل کاستیهایما
دربرابرچنین
دگرگوینهابالاخره
برنامه های
توسعۀ ماتحت
تاثیراین
روندقرارگرفته
وخواهدگرفت.
"اوباآنهم
ابرازامیدواری
کرده است که
باوجودنابرابریهاوبهره
مندی
نامتوازن
کشورهای
فقیرازفرصتهای
جهانی شدن،درصورتیکه
این
فرایندبدرستی
تفسیرشود،قاعده
مندگردد،به
صورت خوبی به
آن عمل شود،میتوانددرایجادیک
نظم جهانی
عادلانه
تربه گونه یی
که ثروت میان
کشورهای غنی
وفقیرتقسیم
گردد،
موثرواقع
گردد.
امیدواریهاپیرامون
این پروژه
صاحب نظرانی
راوادشته
است تادرین رابطه
ابرازخوشبینی
کنندوباوجودهزینه
های غیرقابل
انکاریکه
کشورهای
درحال توسعه
باپیوستن به
فرایندجهانی
شدن ازطریق
پیوستن به
سازمان تجارت
جهانی
وآزادسازی
تجاری متقبل
میشوند، آنرادربرابرمنافعی
که بدست می
آورند،ناچیزبدانندوهرگونه
گرایش های
منطقه یی
راباتوجه به
ترکیب های
خاص کشورهای
منطقه برای
مبارزه بااین
جریان
مردودبشمارند.
باوصف
این
خوشبینهاشماری
اندیشمندانرادغدغۀ
فرهنگ وهویت
نسبت به پروسۀ
جهانی شدن
نگران کرده
است. باآنکه
درزبان
فارسی
آثارقوی
ومحققانه
درموردحهانی
شدن بسیارکم
است.ازجمله
آثارارزشمندیکه
دراین باره
نوشته شده
است.
ازداکترفرهنگ
رجایی است که
بوسیلۀ مخقق
نامدارعبدالحسین
آذرنگ ترجمه
شده است.زیرنام
"جهانی شدن،فرهنگ
وهویت"(4) که
بربعدفرهنگی
جهانی شدن
تمرکزکرده
است وبه
رابطه میان
فرهنگ وهویت
پرداخته است.مباحث
اصلی این
کتاب
درفرایندجهانی
شدن خاص گرایی
های فرهنگی
راتقویت
مینماید. آسیب
پذیری
فرهنگهادرفرایندجهانی
شدن به
نسبت اینکه
درپروسۀ جهانی
شدن
فرهنگهابیشترین
آسیب
رامتحمل میشوندوبه
صورت مستقیم
درزیرضربات
موج اطلاع رسانی
قرارمیگیرند،
ازآنرودرفرایند
نامبرده
بعدفرهنگی
بیشترقابل
تمرکزاست
تاچگونه فرهنگهادراین
فرایندهویت
خودراحفظ
کرده میتوانند.ازهمین
روخاص
گراییهای
فرهنگی دراین
روندبه
مثابۀ توسل
به ایده
ئولوژی
پنداشته شده
است که
انعکاس دهندۀ
برتری وبی
همتایی
باورهاوشیوۀ
زنده گی گروۀ
معینی
میباشد.
تاکیدبه
همچومواردسبب
گرایش
هاوخیزشهای
قومی ملی
گرایانه،نژادگرایانه
وحتابنیادگرایی
های جدیددرسطح
گیتی شده است.
ازهمین
رواست که به
چالش کشیده
شدن فرهنگ،
بحران هویت
یکی ازموضوع
های مهمی است
که دررابطه
باجهانی شدن
موردتوجه
قرارمیگیرد. دریک
جامعۀ سنتی
وبهم بسته که
پیوندهای
تنگاتنگی
میان زمان،فضاووفرهنگ
بامکان
ویاسرزمین
معین موجوداست.
چنین
فضاومکان
پاسخگوی
خوبی برای
نیازهای
هویتی
میباشد.
باشنده گان
آن دراجتماعات
کوچکتر،محدود،
پایدارومنسجم
باهم زنده گی
میکنند،کمترعلاقه
دارندتاقلمرو
آنهاموردتهاجم
اطلاعاتی
قراربگیردوبازارمصرفی
کشورهای دیگرشوند؛زیرادگرگونیهای
بنیادین
امکان هویت
یابی سنتی
راکاهش
میدهدونوعی
بحران هویت
ومعناپدیدارمیشود.(5)
ازهمین جهت
مسألۀ هویت
درپروسۀ
جهانی شدن
بحران آفرین
میشود. برای جلوگیری
ازاصطکاک
فرهنگهادرپروسۀ
جهانی شدن
بایدطوری
عمل
کردتابتوان
روند این
پروژۀ خیلی
پیچیده وباابعادگوناگون
رادرکشورهای
دیگرنرمترگردانید.
ازهمین
رودانشمندانی
چون احمدگل
محمدی
(6)باورداردکه
برخوردبافرهنگهاریشۀ
عمیق درهویت ملتهاداردوخیلی
مهم وحیاتی
نیزاست. شماری
ازکارشناسان
اقتصادی
جنبۀ
اقتصادی جهانی
شدن رابهانه
یی برای
فرارکمپنی
های بزرگ
ازمشکلات
گمرکی
میپندارند.
دراین حال
کمپنی های
فراملیتی
ازمنطقۀ
تاسیس
خودجدامیشوندوباایجادشرکت
های
جدیددرکشورهای
دیگرقطعات
وکالاهای
خودرادرتمام
جهان
تولیدمیکنندوبه
فروش
میرسانند.به
گونۀ مثال
کمپنی
موترسازی
فورددربتداشروع
به
تولیدموترازامریکاکرد؛
اماامروزقطعات
مختلف
فوردمدل
اسکورت
درکشورهای
آلمان،سویدن،
ناروی،
دنمارک،
اتریش،
جاپان، سویس،ایتالیا،هالند،بلجیم،امریکا،کانادا،بریتانیاوفرانسه
تولیدمیشوند.
دراسپانیابسته
بندی
مگرددودرتمام
دنیابفروش
میرسد. درحدودنصف
کارمندان
شرکت
امریکایی
جنرال
موتوردرخارج
ازامریکامشغول
به
کارهستندواین
درحالی است
که کمپنی
موترسازی
ایسوزوبدلیل
فرارازازمشکلات
گمرکی
موترهاییراکه
برای فروش
دربازارهای
امریکاتولیدمیشوند،
آنهارادرخودامریکامیسازد.
معترضین
به
روندجهانی
شدن به جنبه
های مختلفی
ازآن اعتراض
دارندومدعی
اندکه این
روندصنایع
کوچک
راورشکست میگرداند.
بااستفاده
ازاین پروسه
است که مک
دونالدامریکایی
فرصت
مییابدتاهمبرگرهای
خودرادرشهرهای
کوچک وبزرگ
جهان عرضه
نماید.
دراینصورت
ضربه خوردن
یک کارخانۀ کوچک
همبرگردرکشورافغانستان
یاایران
کاردشواری
نیست
وافتادن
همچوشرکت یاشرکتهای
دیگرازچرخ
رقابت حتمی
به نظرمیرسد. جهانی
شدن
دربعدسیاسی
هم
میتواندموردسؤاستفاده
قراربگیرد.
به این
استدلال که
کشورهای بزرگ
سرمایه
دارای جهان
به ویژه
امریکابه
بهانۀ توسعۀ
دموکراسی
نوع امریکایی
تلاش
میکندتاآزادی
وحقوق
بشرراتبلیغ
کند.
درحالیکه
دراصل این
آزادی به
معنای آزادی
واردات
وصادرات
وآزادی
سرمایه
وسرمایه گذاری
است. دراین
حالت هرکس حق
دارد،حزبی
بسازدیابه
حزبی رای
بدهد؛ولی
سرمایه
داران دراین
کشورهاامتیاززیادتردارند.
اینهاحق دارند،
شبکه های
رادیویی
وتلویزیونی
بسازندوبه
نشرات
بپردازند.
درهرگوشۀ
دنیاکالایی
راتولیدکرده
وآنرابه
فروش
رسانیده
میتوانند. درنهایت
دراین نوع
آزادی مشتری
آزاداست تادرصورت
داشتن پول
کالای
موردنظرخودراازبازارخریداری
نماید. آنچه
مسلم است
اینکه جهانی
شدن
دربعداقتصادی
تاحال
پیامدهای
ناگواری
داشته است که
حتاحامیان
روندجهانی
شدن
اقتصادهم
ازآن نگران میباشند.
خواستهای
بلندپروازانۀ
نظامی وسیاسی
غرب درهاله
یی ازطمع
آزمندانۀ
آنهاچنان فعالیتهای
اقتصادی
آنهاراتحت
شعاع
درآورده است
که نه
تنهاقادربه
صدوراقتصادرشدیافته
به کشورهای
فققیرنشده
اند؛بلکه
خودبه میزان قابل
توجهی
ازکاهش نرخ
رشدوبلندرفتن
تورم پولی
روبرومیباشند.
چنانچه
درنشست
سالجاری داووس
2500اشتراک
کننده
نگرانی های
خودراازتکانهای
مالی وپولی،کاهش
نرخ
رشدوبازگشت
احتمالی
تورم درکشورهای
خودپنهان
نمی
کردند.حتاشماری
نگران بودندکه
مبادازمین
لرزۀ
اقتصادی یی
مانندسال 1929میلادی
جهان
رادوباره
تکان بدهد.
ارهمین روبخش
بزرگی
ازتبادل
نطرهای
داووس
درمحوردورنمای
اقتصادی
امریکااختصاص
داشت؛زیراامریکابزرگترین
قطب اقتصادی
جهان طی شش
تانه ماۀ اول
سال
2008رشداقتصادی
میان
صفرتایک
درصدراتجربه
کرده است وطی
یک یادوسال
دیگربانرخ
رشدی ضعیف درحدوددودرصدخواهدرسید.
اتحادیۀ
اروپانیزپیامدهای
بحران بانکی
وضعف فعالیت
اقتصادی درامریکابرکنارنخواهدماند؛زیرانرخ
رشد درکشورهای
اروپایی
درسال جاری
میلادی
ازحدوددودرصدبلندنخواهدرفت.
دراین
نشست بحران
بانکهای
بزرگ غرب چون
"مریلینچ"وستی
گروپ"درامریکا،
"نورترن
راک"دربریتانیاو"سوسیته
جنرال"درفرانسه
جایگاۀ برجسته
یی داشتند. درنشست
نامبرده
شمارزیادی
ازکشورهای
صنعتی
ودرحال
توسعۀ
ازمواجه شدن
بادشواریهای
اقتصادی
ابرازنگران
داشتند؛ولی
ابرازامیدواری
کردندکه
باهمکاری
بین المللی
میتوان به
این
دشواریهاغلبه
یافت.چنانچه
"دومینیک
استراوس
کان"مدیرعمومی
خواستاربسیج
جامعۀ بین
المللی برای
مقابله بابحران
اقتصادی
درجهان شد. به
گفتۀ
اوبحران اقتصادی
کنونی
ازامریکامنشأ
میگیرد.وی
تاکیدداشت ک
تنهاغلبه به
آن اقداماتی
درسطح جهانی
رامیطلبد. چیزدیگری
که دراین
نشست برجسته
تربه نظررسید،
توجه وعلاقه
خاص شرکت
کننده گان به
نماینده گان
اقتصادی
وسیاسی
قدرتهای
نوظهورآسیایی
به ویژه
هندبیشتربه
مشاهده
میرسید. به
گزارش
روزنامۀ
"لوموند"(7)ین
احساس به
وجودآمده بودکه
"داووس"به
دامنه های
همالیامنتقل
شده است. این درحالی
است که
هنوزکشورهای
نوظهورآسیایی
کمترقادراندتاازپس
لرزه
هاوضربه های
اقتصادی
درکشورهای
بزرگ صنعتی
درامان
بمانند. |
|