|
|
محمود
منجم زاده
برلین آلمان سفیرونمایندۀ
سابق امریکا درکابل،
وارد انتخابات
ریاست جمهوری
افغانستان میشود آقای
خلیل زاد به عنوان
یک افغان ولی بنام
یک سیاست مدارامریکایی
وارد تبلیغات
انتخابات ریاست
جمهوری افغانستان
میگردد. با
نزدیک شدن انتخابات
ریاست جمهوری
بازارمعاملات
و زد و بند های سیاسی
درافغانستان
بیشتر شده و وارد
مرحلۀ از ساخت
و بافت های سیاسی
شده است. بزرگ جلوه
دادن آقایان خلیل
زاد و جلالی از
طریق تلویزیون
آریانا صحنۀ دیگری
است از این زد وبند
های سیاسی که طبق
گفتۀ کارشناسان
آقای انجینر احسان
الله بیات مجری
اصلی این برنامه
ها میباشد. آکاهان
سیاسی عقیده دارند
اگر آقای احسان
الله بیات عزم
شرکت در انتخابات
ریاست جمهوری
افغانستان را
دارد لازم نیست
حتمآ ازطریق آقایان
خلیل زاد و جلالی
وارد مبارزات
انتخاباتی شود. از
طرف دیگر تبلیغات
برای انتخاب آقایان
خلیل زاد و جلالی
به عنوان رئیس
جمهور افغانستان
بیش از هشت ماه
قبل از طریق تلویزویون
آریانا آغازگردیده
است. ما
در چند ماه گذشته
شاهد مصاحبه های
ویژه خبرنگار
تلویزیون آریانا
درامریکا با آقایان
خلیل زاد و جلالی
از طریق این تلویزیون
میباشیم ضمن مصاحبه
های بیشمار با
آقای جلالی ازهرفرصت
مناسبت استفاده
شده است حتی در
روز دهه محرم دریکی
ازمساجد امریکا
تصویر آقای جلالی
درکنار یک روحانی
مذهبی دیده شده
است. بلاخره
با نشست دوبی دراواسط
ماه مارچ 2009 واشتراک
آقایان انجینر
احسان الله بیات
مسؤل تلویزیون
آریانا، زلمی
خلیل زاد و جلالی
نشان داد که تبلیغات
انتخاباتی مسیرخود
را مشخص نموده
و وارد میدان مبارزاتی
جدی درافغانستان
شده است که تحت
پوشش خبری تلویزیون
آریانا قراردارد.
گفته
میشود دراین نشت
شخصیت های زیادی
از داخل و خارج
افغانستان در
آن اشتراک نموده
بودند خصوصا تعداد
زیادی ازجوانان
افغانی مقیم امریکا
و اروپا، ولی در
صفحه تلویزیون
فقط تصاویر چند
نفر محدود مرتب
به نمایش گذاشته
میشد که در حقیقت
سازمان دهی این
نشست را به عهده
داشتند و ازنشان
دادن تصاویراکثریت
اشتراک کنندگان
طوریکه درخارج
ازافغانستان
از طریق تلویزیون
آریانا پوشش میشد
افراد دیگری دیده
نمیشدند و ازحضوز
فعال جوانان دراین
نشست طبق گفته
بعضی از اشتراک
کنندگان خبری
نبود در ضمن سوال
دیگری هم مطرح
است، که چرا این
کنفرانس در افغانستان
که فاصله ی چندانی
با دوبی ندارد
برگزار نشده است؟ از
لیست اشتراک کنندگان
که بعدا منتشرگردید
اکثریت شان افردا
نا شناخته شده
درافغانستان
وخارج از کشور
بودند، فقط در
روزهای آخیر از
حضور آقایان داکتر
شریف فایزسابق
وزیر تحصیلات
عالی، هلال الدین
هلال نماینده
پارلمان وعتیق
الله بریالی سابق
معین وزارت دفاع
تذکر رفته بود
در ضمن گفته میشود
حضور آقای داکتر
اسپنتا نیز شکل
تشریفاتی و سمبولیک
داشته است. ازهمه
مهم ترحضور و برنامه
ریزی این اجلاس
توسط آقای بیات
و تلویزیون آریانا
مورد توجه قرار
دارد چون درحلقات
سیاسی گفته میشود،
که از چندین ماه
قبل ازاین سه شخصیت
به عنوان یک تیم
انتخاباتی در
ریاست جمهوری
افغانستان که
آقای بیات به عنوان
یکی از معاونین
رئیس جمهور یاد
شده است میباشد. ناگفته
نباید گذاشت که
درچند ماه گذشته
ملاقات های این
سه شخصیت بیشتر
درامریکا و افغانستان
و گویا تفاهمی
که بین این سه نفر
انجام گرفته چیزهای
شنیده شده است. درهرصورت
شرکت درانتخابات
ریاست جمهوری
افغانستان حق
هرافغان داری
شراط خاص میباشد. ولی
بطورعموم میتوان
لیاقت و صداقت
کاندیدان ریاست
جمهوری افغانستان
را در زمینه کارکردها،
سابقۀ کاری و عملکرد
شان را در سیاست
های گذشته درافغانستان
مورد نقد و بررسی
قرارداد. آقای
زلمی خلیل زاد
که فعالیت سیاسی
اش از شرکت نفت
یونیکال در کنار(دیک
چینی) ودیگران
و سپس در اداره
دولت آقای بوش
درپست های مختلف
وزارت دفاع و امنیت
ملی امریکا و بعدا
به عنوان سفیر
امریکا درکابل
و سپس در عراق و
سرانجام نماینده
ایالات متحد امریکا
در سازمان ملل
متحد درنیویارک
ایفای وظیفه میکرد
واز قدرت سیاسی
قابل ملاحظۀ برخور
دار بود با این
همه تجاروب سیاسی
و بین المللی نتوانست
و یا نخواست از
قدرت، نفوظ و صلاحیت
خود برای حفظ امنیت،
اجرای قانون و
فساد اداری درافغانستان
مفید واقع گردد
وی درمدت چندین
سال قدرت سیاسی
و حضور فعال در
کنفرانس های بین
المللی در رابطه
به افغانستان
که در حقیقت میتوانست
به عنوان فردیکه
درافغانستان
متولد شده است
از امکانات دست
داشته خود درپروسه
استقرار امنیت
و بازسازی سهم
مهمی در(وطن اش)
داشته باشد وازخود
چیزی به مردم افغانستان
بیادگار بگذارد
کاری انجام نداده
است. حالا
که نه قدرت و پشتیبانی
نه صلاحیتی و نه
هم نام ومقام مهمی
دارد چطور میتواند
به مردم رنج دیده
افغانستان خدمت
نماید؟ تلویزیون
آیانا کوشش میکند
ازهر وسیلۀ تبلیغاتی
برای آقای خلیل
زاد استفاده نماید
بطور مثال پوشش
خبری شماری از
مردم چند ولسوالی
را که به تبلیغات
آقای خلیل زاد
گرد هم جمع شده
بودند به عهده
گرفته و مانورهای
سیاسی آقای خلیل
زاد مرتب نشر میکند.
به گفته کارشناسان
امور سیاسی در
افغانستان آقای
خلیل زاد از نزدیکان
تحریک طالبان
در افغانستان
به شمارمیرود
وی همیشه درارتباط
نزدیک با طالبان
بوده، ودرملاقات
های شان درامریکا
حضور داشته ونقش
فعالی در به رسمیت
شناختن طالبان
در امریکا داشته
است و حتی زمینۀ
مسافرت سران طالبان
را که سازمان ملل
متحد مجوزمسافرت
شانرا به اروپا
و امریکا نداده
بود فراهم میساخت.
به
گفته کارشناسان
به آمدن آقای خلیل
زاد به افغانستان
گرچه وی سفیر و
نماینده امریکا
در کابل بود ولی
درساختن گروهای
قومی ومداخله
درموضوعات داخلی
افغانستان نقش
فعال داشت از قبیل
ناامنی ها درغرب
افغانستان و مسلح
نمودن بعضی از
قوماندان ها یا
ملیشه ها مانند
(امان الله) در زیرکوه
شندند و تقویت
نیروهای امان
الله شندنی از
طریق (گل آغا شیرزی)
والی سابق قندهار
که مورد پشیبانی
آقای خلیل زاد
قرار داشت و آغاز
نمودن جنگی که
تا حال صد ها نفر
کشته و زخمی درشندند
وهرات بجا گذاشته
است و هنوز هم این
نقطه یعنی زیر
کوه شندند مرکز
ناامنی ها و حضور
طالبان میباشد
واز آن منطقه ناامنی
ها به هرات همچنان
ادامه دارد، محصول
ابتکارات مهم
آقای خلیل زاد
درافغانستان
به شمار میرود
که در(حقیقت مسؤلیت
کشته شدن دها نفررا
در ولسوالی شندند
ولایت هرات آقایان
خلیل زاد و گل آغا
شیزی به عهده دارند
ومردم هرات هنوز
آنرا فراموش نکرده
اند) در
ضمن باید یاد آورشد
که آقای خلیل زاد
طبق مقررات بین
المللی برای انجام
وظایف مهم مانند
سفیر امریکا درعراق
و درافغانستان
و نماینده دایئمی
امریکا درسازمان
ملل متحد در مرحلۀ
اول به عنوان یک
شهروند امریکای
برای تآمین منافع
امریکا چندین
بار قول وفا داری
یاد نموده که دراین
صورت قبل از آنکه
آقای خلیل زاد
یک افغان باشد
یک امریکای بشمارمیرود. گرچه داشتن
دو تابعیت برای
مهاجران افغان
در خارج از کشور
درطول سالهای
جنگ و بحران که
برای حفظ اقامت
و زندگی مطمعن
برای فامیل خود
به دست آورده اند
چیزیست که با تابعیت
دوگانه آقای خلیل
زاد به عنوان مدافع
حقوق یک کشور دیگر
فرق میکند ولی
بازهم آقای زلمی
خلیل زاد مثل هر
شهروند دیگر افغانی
به عنوان یک افغان
که دراین کشور
تولد شده است می
تواند چانس خود
را درانتخابات
ریاست جمهوری
افغانستان امتحان
نماید البته قانون
اساسی افغانستان
شرایط کاندیدان
را تعین نموده
است. آقای
جلالی نیز یک سیاستمدار
و زمانی به عنوان
وزیر داخله و یکی
ازاعضای برجستۀ
کابینه آقای کرزی
بوده است نامبره
خود یکی از پایه
های تعین کننده
سیاست رئیس جمهور
کرزی نقش فعالی
داشته و در بحران
امنیتی افغانستان،
فساد ادری خصوصا
در پولیس ملی یکی
از حامیان آقای
کرزی بشمار میرفت
باید از جرعت و
شجاعت خود به عنوان
وزیر داخله استفاده
میکرد و لیست قاچاقبران
که نزدش موجود
بود و گاه گاهی
تهدید به افشای
آن می نمود باید
قبل از استیعفا
و یا برکنار شدن
خود لیست قاچاقبران
و تاجران مواد
مخدر را که به گفته
وی بعضی شان در
رده بالای دولت
بودند افشا میساخت
وازخود نام خوبی
بین مردم افغانستان
بیادگار میگذاشت
متاسفانه همه
لاف میزنند دروقت
عمل فرار را بر
قرار ترجیع میدهند
مانند آقایان
(اشرف غنی احمد
زی، نورالحق احدی
وغیره) که به گفته
مردم عام (بکس لباس
و تکت پرواز شان
برای فرار همیشه
اماده است) آقای
جلالی در مهم ترین
و حساس ترین دوران
کاری خود به عنوان
وزیر داخله افغانستان
برای حفظ امنیت،
مبارزه با قاچاق
مواد مخدروافساد
اداری کاری انجام
نداد و درمقابل
قاچاقبران سکوت
اختیار نمود و
فرار را بر قرار
ترجیع داد حالا
چه ابزار قوی تری
در دست دارد که
بتواند کارهای
که آن زمان انجام
نداده فعلآ انجام
دهد؟ (آقای
جلالی در اویل
سال 2003 میلادی ضمن
مسافرتی به آلمان
درکنفرانس مطبوعاتی
که با وزیر داخله
وقت آقای (اتوشیلی)
داشت درمقابل
اظهارات وزیر
داخله آلمان مبنی
بر مشکلات امنیتی
که از طرف طالبان
متوجه دولت افغانستان
میشود گفت: هیچ
خطری ازطرف طالبان
متوجه دولت افغانستان
نیست و کوشش نمود،
که اصلا طالبان
را به عنوان مشکلی
قلم داد نکند با
وجود آنکه من درآن
کنفرانس حضور
داشتم و خطر موجودیت
طالبان را ازآقای
جلالی وآقای(اتوشیلی)
جویا شدم ولی نمیدانم
علت بی اهمیت جلوه
دادن طالبان درآن
کنفرانس خبری
توسط آقای جلالی
چه بود است؟) گزارشات
از افغانستان
حاکی از آن است،
که آقای جلالی
نزدیک ترین همکاران
تیم کاری خود را
از کادرهای حزب
دیمکراتیک خلق
که در سرکوب و کشتار آزادی
خواهان افغانستان
نقش فعال داشته
اند انتخاب نموده
است وگفته میشود
بعضی ازکادیدان
دیگر نیز تیم کاری
خود را ازخلقی
ها، پرچمی ها و
طالبان وبعضی
حتی ازنظامیان
جهادی سابق که
بقول مردم سابقۀ
خوبی نداشته اند
انتخاب نموده
اند مثل اینکه
درافغانستان
شخصیت های ملی
تحصیل کرده و با
تجربه اصلآ وجود
ندارند؟ تجربه
نشان داده است
هرکس که از خارج
برای گرفتن مقام
مهمی به افغانستان
آمده است تا روزیکه
آن مقام را دارد
در افغانستان
میماند همینکه
از وظیفه برطرف
شد و یا به علت بی
کفایتی استعیفا
نمود افغانستان
را ترک میکند آنها
فقط برای بدست
آوردن مقام به
افغانستان میآیند
و در وقت خطر اثری
ازآنان در افغانستان
باقی نخواهد ماند
طوریکه اکثر وزیران
در افغانستان
و سفرآی که ختم
وظیفه شدند افغانستان
را ترک نمودند
و به افغانستان
بر نگشتن مانند
فرارییانی که
اینک دوباره به
افغانستان آمده،
و خود را به ریاست
جمهوری افغانستان
یا پست معاونیت
کاندید مینمایند. افغانستان
به افرادی نیاز
دارد که در وقت
بحران و مشکلات
جنگ در کنار مردم
خود بمانند و فرار
نکنند مانند آقای
وردک وزیر دفاع
افغانستان که
در اثر چند فیر،
اردو و پولیس را
درمیدان تنها
گذاشت واز صحنه
فرار نمود همه
میدانند که فرار
یک جنرال از صحنۀ
جنگ و یا نا آرامی
چیست؟ ولی
اینک آقای ودرک
در کنار محترم
کرزی آرمیده و
روز به روز به گفته
بعضی از سربازان
اردو چاق و چله
میشود مثل اینکه
(غیرت افغانی که
روزی اعتبار داشت
درمقامات دولتی
افغانستان بسیار
کم رنگ شده است). شاید
چنین تصور شود
که اگر از همه کاندیدن
انتقاد بعمل آید،
پس چه کسی لیاقت
رئیس جمهور افغانستان
را دارد؟ این سوال
کاملآ بجاست ولی
آزموده را که امتحان
خوبی نداده مجددا
نباید آزمود. محمود
منجم زاده برلین
آلمان |
|