|
|
مسعود
نامی همیشه
ماندگار در
قلب تاریخ نظري
پرياني در
ادوار تاریخ
مشاهده می کنیم،
کمتر مردانی
بودند که از
داشتن یک
استقامت کلی
و ملی در روند
پایداری، در
بحرانی ترین
شرایط و سخت
ترین آزمون و
تفاول تاریخ،
مسعود باشند.
اگر از سر بگیریم
در
افغانستان،
این مهد شیر
مردان و
قهرمانان،
اسطوره های
وجود دارند
که واقعاً در
خور ستایش
اند؛ اما ابر
مرد تاریخ، این
مرد عشق و
حماسه را جایگاه
دیگر و حکایت
دیگریست. چنین
انسانی را با
آن همه بزرگی
اش چگونه
بررسی کرد؟
به
حقیقت، او
نماد یک حقیقت،
شرافت و عزت
بود وآزادگی
را، با نگاه
عاشقانه اش،
در ستیغ قلعه
های بکوا،
پامیر،
بابا، سپین
غر، سمِر و روی
سخره های آبی
رود خانه
پنجشیر و هیرمند
مشاهده مي
کرد. مردی
که در بحرانی
ترین شرایط و
آزمون تاریخ،
با شناخت دقیق
از قضایای
کشور و آگاهی
تمام از سیاست
جهانی
مدبرانه و
مردانه ایستاد
و شجاع تر از
شجاعان دیروزی،
با آن همه
چالش ها
مبارزه کرد و
سیاه ترین
استعمار را
که در لباس سپید
خود جا زده
بودند، دقیق
معرفی نمود. و
عشق افتخار
آفرین
روزگارش را
امیل گردن
تاریخ
گرداند.
او
واژه خستگی
را در قاموس
زندگی اش
معنا نمی کرد
و لحظه به
لحظه آماده
تر از وقت می
شد. بزرگ
مردی که نام
بلندش، در
تاریخ جهان،
با "قلم غیرت"
رقم خورده
وبرای نسل های
بعدی، خود یک
تاریخ است. مسعود
دردنیاي ما یک
ملت بود، او
را اندیشه
خطاب کردند و
راه و مشق!
آنگاه که در
زمین پنجشیر
شمشیر می رویید
و از آسمانش
خون می بارید
و ارتش خون
خوار سرخ با حیوانیت
تمام بدان
هجوم می
آورد، صفحه یی
بود از تاریخ
که مسعود در
آن درس شهامت
و مردانگی را
با همرزمانش
امتحان می
داد و متجاوزین
در آن روزگار
شیر پنجشیر و
مرد شکست نا
پذیر لقبش
دادند،
پاکستانی ها
در زمان جهاد
و اواخر حیات
کوه خطابش
کردند. غربی
ها عقاب
هندوکش،
اروپایی ها
فرمانده دلیر،
هندی ها گاندی
دوم، ایرانی
ها رستم-
کاوه، بو
سلم، وغیره خواندندش،
اعراب مرد
تکرار ناپذیرش
گفتند و هم میهنانش
قهرمان با
مباهات و ملی
لقبش دادند. او،
در اوج معنویت
نیز به ثریا می
رفت و به گفته
دوستان نزدیک
او: مسعود در
عبادت شب
زنده دار
بود؛ او عارف بود
و صوفی بی دلق
و ریا. حتی
کسانی نیز
تأثیر الهام
را بر اوتثبیت
می کردند.
امروز مسعود
در اذهان اندیشمندان
و شعرا یک تصویر
شده است و ده
سال بعد عمیق
ترین خیال
شعرانه! و
اکنون صدها
اثر شعری و
رمان های
بلند به نام
نامی او ثبت
گردیده است.
آری، مسعود
همه این
هاست، بلکه
بالاتر و همیشه
ماندگار. مردی
که با یک دنیا
بزرگی زیست.
باید، با یک
دنیا بزرگی
بمیرد. و
قهرمانان ایستاده
می میرند. در
عالم دنیا چه
نظم خاصی
وجود دارد و
چه عدالتی!
مردی با آن
همه بزرگی،
آفریده شده
با خصایص ویژه
که خداوند نصیبش
گردانیده
است، با یک
زندگی منحصر
به فرد! اما
مرگ اوهم با
همان بزرگی
بود؛ مرگی که
جهان را تکان
داد و عالمی
را به ماتم
نشاند!؛ در
پهلوی
دوستان او
دشمنان قسم
خورده اش نیز
از پی اواشک می
ریختند. آری
مردی به نام
مسعود همان
طور باید بمیرد،
آنگاه که جان
می داد؛ ایستاده
بود. بلی!
قهرمان ایستاده
می میرد. براي
او مرگ ساده
تر از آن ایجاب
نمی کرد.
مرگ
قهرمان با
دست دو تروریست
خلاصه نمی
شود؛ مردی که
با جهانی
مبارزه کرد،
جهاني براي
شهادتش طرح ریختند.
که شاید تاریخ
فردا بهتر از
امروز تحقیق
نماید. برای
سوگواری او
چه باید؟ هفت
سال تمام
گذشته است که
گویی مسعود
همین دیروز
شهید عشق
گشته و یا
اصلاً باور
نکنی که او از
دنیا رخت
بسته باشد. آری
او زنده است و
همیشه زنده
خواهد بود.
مسعود یک تن
جان نبود که
جانش بالا، و
تنش به زمین
رفته باشد. او یک
راه، یک هدف و یک
شعار است که
همیشه پابند
می ماند.
هر
چند امروز
مسعود در بین
ما نیست، اما
راه و اندیشه
اش را با خود
نبرده است،
اکنون برای این
که در آستانه
شهادتش از
قهرمانی ها و
بزرگی ابعادی
اش یاد می
کنند و اشک می
ریزند، روز
شهادتش را به
نام روز شهید یاد
می نمایند، و
ملتي، به یاد
آن روز نهایت
تلخ، به گلیم
ماتم می
نشيند، کجا
خدمتی به
مسعود کرده
باشند؟ برای
مردی که آزادی
به نام او گره
خورده، ایستاد
و آزاده به
شهادت رسیده
است، باید
آزادی چون
اکلیل گل
بالای
مزارش،
ارمغان ملت
گذاشته شود. دیگر
باید سیاست
مداران ما
بدانند که
آنگاه در قلب
مت جا خوهند
يافت که با
آزادگی تمام
در امر حفظ
آزادی ونوامیس
ملی و فرهنگ
والای کشور
به قامت بر
افراشته
درمسیر حقیقت
و آزادی که از
خون سرخ شهید
مسعود (رح) ترسیم
شده است،
نقشه گرفته و
در ناهنجاری
ها زمان تا پای
بدان راه
ادامه داده،
به تاریخ خویش
منت گذارند. |
|