درشناخت

زنان نامدارافغانستان

12 دسامبر 2007 م

 

در فصلنامه ی سرگذشت سرگردان زن افغانستان نمیتوان ده پاره کاغذ سیاه شده بنام امم ونحل گوناگون در تاریخ اجتماعی این سرزمین یافت. وای بر سرزمینی که تاریخش مذکر و باورش نابرابر و امروز وفردای دیگرش نیز بد و بی اثر باشد. بلی زن این سرزمین را زمینه ندادند که از جاده های نا باوری تا مرز یقین واز حوزه ی بیگانگی با اندیشه تا رفعت آیین رفت و گذر پیدا کند.

در کشورهای اسلامی بطور کل و خاصتاً در افغانستان همیشه دو مساله باعث شده اند که، زنان فراموش باشند و مردان چیزی بهتر از زنان فعالیت نکنند، این دو انگیزه و اندیشه از سنت زدگی و حقارت تاریخی منشأ گرفته اند. یعنی: نه سنتها باور شدنی بوده اند ونه باور از سنتها رهایی یافته است. این نهر یکسوگذر و یکسره خشک تولیدش بجز آه و حاصلش غیراز کوری و چاه چیزی نبوده است.

در هر مرحله یی از تاریخ که بخواهی جایگاه زن و جام نگاه زن را بشناسی محتاج چند نام میمانی و از مجموعه شدن این نمونه ها محروم میشوی. ادیان ومذاهب نیز درنمونه دادن ازحضور زن چه در گذشته و چه امروز تنگ حوصله میشوند، آیینها و مکاتب دیگر نیز دراین حوزه دست بالاتر ندارند و طرح پویا تر ی برای عبور از زن ستیزی و... نشان نداده اند.

اما زنان این دیار و هرگوشه دیگر این جهان آفات و تلفات شمار ناپذیری را پذیرا گشته اند. غیر از خوار شمردن و نا بکار خواندن ایشان هیچ آیینی انسانیت آنان را بدرجه انسان اعتراف نکرده است وبدیهی است که انکار زن از سکوی انسانیت تهی از ارزندگی و سرشار از رنج است. زن در بهترین تعریف آیین های زن گریزی تا جایگاه یک حیوان کار آمد ویک نماد شیطانی تلقی و پذیرفته شده است.

همه مقلدان آگاه و نیز نا اشنای دین پیامبرپسین (رسول امین) با نوعی عوامباوری برای ادله و توجیه منظور ومنطق خویش ناگهان مدعی میشوند که، مگر بی بی خدیجه بانوی محمد و بی بی عایشه زن پیامبر و بی بی فاطمه دختر پیغمبر زن نبودند که در عرصه های گوناگون حضور داشتند و به امر اسلام فعالیت نشان داده اند. این ادعا بوسیله افراد خشکه مقدس مذهبی چندان بی اثر ونامفهوم میشود که حتی بر هیچ شنونده خویش نیز اثر نمیکند. پرسش اینست که، مگر زنان ایشان از آن زنان و دختران پیامبر برتر اند که در هیچ امری حضور ندارند و مگر ایشان از رسول خدا هم مهمتر اند که زنان خویش را حتی به مساجد در اجرای تکلیف فرایض شرعی و واجبات راه نمیدهند. این ممانعت و خاموش ماندن جز پنداشت متعصبانه و تعفن تنگنظرانه چیز دیگری نمیتواند باشد.

بهر روی بحث ما نقد مذهب نیست، تفهیم مطلب است. آنچه موردش اینجاست سخن گفتن است از حضور و ظهور زنان آگاه و پایبند نسبت به تعهدات اجتماعی و جانفشانی برای تأمین حقوق و آزادی انسانی زنان. در تاریخ سرزمین زن ستیز ما مردان نیز جلوه واقعی خویش را نیافته اند، همه مکتبها و مشربها بدلیل جزمی شدن اندیشه و جربحه دار نمودن ریشه های ارتباط انسانی در جامعه از دریای خشونت آب خشم برداشته اند و در نهر نا برابری حقوق انسانی زن ومرد ریخته اند.

از همین سر است که در تاریخ طولانی ایرانزمین که ادیان گوناگون آمده اند و دوران گوناگونی سپری شده است، هیچ مرحله وهیچ مقطع را نمیتوان مناسب تایید و مغایر تردید یافت. سراسر سرگذشت نیمه های ناتمام یا پرده نشینان سراپرده های حرم شاه و چاه فقیران بی پناه، افسانه باورد نکردنی رنج زن در زندان خانه، محله و شهر وده میهن است.

اینک در نیم قرن پسین زنانی بوده اند و آمدند و هستند که بشکرانه الهی حضورشان مارا از سوگند انکار مطلق زن محروم میکند وبناچار باید به موجودیت آنان باور نمود. باور نمودن زن ممکن بوده است، اما تمکین به حد اقل حقوق و آزادی آنان همیشه سست پیمانی مردان شمرده شده است. مگر میتوان مردی را یافت که در حمایت از همسر خویش یکروز نقش خودرا بدل کرده باشد و در جایگاه همسر قرار گرفته باشد؛ تا بداند که محرومیت از صلاحیت و خوار دانستن چقدر فضیلت آدمی را می آلاید و مناسبات دو همسر را به معادله یک انسان با یک حیوان تنزیل میدهد.

دراین یادداشت و نگاشته های پس از آن از زنانی نام میرود که در جامعه افغانستان بیش از پنجاه سال جانفشانی و تقلا کرده اند تا زن نیز بعنوان انسان پذیرفته شود و نوعاً ماهیت انسانی اش ازوی کتمان نگردد. اما با این وجود هنوز فصلنامه زن در صفحات بی رنگ ورنگ رفته خویش، بیش از چند تن را برنتابیده است و نمیتواند از برابری و همسری سخن بگوید.

پیش ازاین رادیو و نهاد برون مرزی برای زنان افغانستان در سویدن، نام و نمای دهها زن شایسته و آگاه را در داخل و خارج کشور معرفی نموده است. این سلسله برای تقویت پروژه ی شناخت زنان ادامه دارد و در همین برنامه نیز قرار است یکی از آن نام آور بانوان سرشناس کشور (خانم قدریه ابراهیم یزدان پرست) آخرین رییسه نهاد سراسری زنان افغانستان در گذشته و فعلا عضو و مسول کمیسیون زنان، حقوق بشر و نهاد های مدنی در پارلمان را به معرفی بگیرد.

 

خانم

قدریه ابراهیم یزدانپرست

 

خانم قدریه ابراهیم یزدانپرست، فعال سیاسی و استاد دانشکده حقوق وعلوم سیاسی، مسول کمیسیون حقوق بشر، نهاد های مدنی و امور زنان در پارلمان افغانستان است. ایشان در دوران پس از حکومت دکتور نجیب الله عضو زنان نهضت مقاومت ونخستین رییسه ی موسسه عالی نسوان در حکومت اسلامی افغانستان بود.

نام موسسه عالی نسوان ترکیبی است از نامهای: شورای سراسری زنان، شورای نهضت نسوان و نهاد های فعال زن در مقاومت افغانستان. این نهاد سراسری به ابتکار خانم قدریه ابراهیم یزدان پرست، بدینگونه ایجاد شدکه: شورای سراسری زنان، شورای نهضت نسوان و نهاد های زنان مقاومت در یک فورم واحد متشکل شدند. نام موسسه مشترک این مراکز فعال سیاسی- اجتماعی برای زنان در افغانستان تحت نام " موسسه عالی نسوان " پذیرفته شد.

فعالیتهای کم واندکی در این زمینه پیش از نیم قرن آغاز یافته بود. انجمن نسوان، موسسه نسوان، شورای سراسری زنان و... نامهایی اند که در تحت حمایت دولتهای وقت بوجود آمده اند و کم کم فعالیت نموده اند. زنانی مانند دکتر اناهیتا راتب زاد، دکتر کبرا نورزی، فوزیه نیک زاد، صالحه فاروق اعتمادی، محبوبه کارمل، نفس جهید، محبوبه حقوقمل و سرانجام خانم قدریه ابراهیم یزدان پرست ریاست این موسسه را در نوبتهای گوناگون برعهده داشته اند.

واما خانم یزدان پرست که از سال 1342 تا سال 1376 رییسه عمومی این موسسه بود، برای انکشاف فعالیت نهاد زنان توجه بسیار نمود. شاید نخستین بار بود که تشکیلات موسسه عالی زنان بسط یافت و حمایت آن در پوشش سازمانهای اجتماعی جزو سیاست رسمی وبخشی از اهداف اجتماعی دولت قرار گرفت. تشکیلان آن انکشاف کمی یافت و فعالیت زنان نیز بیشتر به سوی استقلال عمل نزدیک شد.

موسسه در یکمدت کوتاه توانست مجالس سنگین و همایشهای مهم سیاسی و صنفی برگزار کند. باوجود محدود شدن روابط بیرونی این سازمان با سازمانهای مماثل ونهاد های مشابه و همتا ی آن، در خارج ازکشور جوششهای درونی سازمان چندان جدی و فراهم بود که نبود ارتباط خارجی محسوس نبود. با آمدن طالبان در کابل فعالیت این سازمان معطل و ساختار آن منحل شد، اما یکجا با دولت مهاجر در شمال نیز تلاشهای خانم یزدان پرست ادامه یافت.

یکی از مهمترین ابتکارات این نهاد در دوران دولت اسلامی مهاجر در شمال، حرکتی بود که جامعه زنان اروپا در تقویت و حمایت آن مجدانه دست بکار شدند. این حرکت همان تلاش و تکاپویی بود که خانم قدریه یزدان پرست در خارج از کشور سازمان داد. بیاد داریم که سفر خانم بونینو از پارلمان اروپایی و نهاد زنان آزاد اروپا ودستگیری او از سوی طالبان و آزار ایشان، در یک هنگامه تبلیغاتی عامل سقوط طالبان شد.

 در آینده سعی میکنیم کار نامه دقیق و سرگذشت فعالیت این بانوی روشنفکر، استاد دانشگاه کابل و وکیل مردم کابل در پارلمان کنونی افغانستان را در پی نوشته های موجز برای شناخت مناسبتر خوانندگان از ایشان معرفی کنیم.

 

رادیو برون مرزی زنان

تارگاه خاوران

 

 

 

 

بالا

بازگشت