|
|
زنان سخنسرا
دروادی واژه هـــا لطــــافت گم شد آهنگ حـــــلاوت از فصاحت گم شد لیلی ترانه ها که از باغچـــــه رفت ازجرگه شاعـــران صراحت گم شد ***
رفتی از دایره دیروز، ولی جایت هست در خط ذهن قلم، خاطر و معنایت هست
لیلای آموزگار، صراحت روشنی، شاعر ونویسنده و بانوی ناشاد بخت کوهستانزمین، متولد (١٣٣٧ هه ش) پروان، دانش آموخته ی دانشکده ی ادبیات فارسی از دانشگاه کابل درسال (١٣٦٠ هه ش) بود، که با دریغ واندوه در سرطان ١٣٨٣ بعلت گرفتاری با سرطان در غربت درگذشت. پارسی سرایان و نویسندگان این زبان در برون مرز، اندوه نبود وکمبودش را در سه – چهار سال پسین بروشنی احساس میکنند و تاریکی پس از درگذشت آن شاعر توانا هنوز به روشنی دیگری نپیوسته است. روزنه هست ولی شمع سیه سوز چه سود! لیلا صراحت روشنی که با از آموزگاری نخستین تجربیات کار واندیشه اش آغاز یافت، در دانشگاه بود که حس شاعرانه درجانش پیچید و تکه هایی از آفرینشهای او بروی کاغذ آمدند. اما میباید گفت هم او بود؛ تلخ روزگاری از جنس دوم یا گوشه نشینان پرده در پرده، که پرده های اندیشه اش را همسان قلم ساخته بود؛ در حوالی و پهنه ی خیال محال (آزادی!) گام بر داشت. روشنی تابیدن گرفت و پیرامونش نیز روشنایی یافت.
گردون بی مروت
آسودگی های شبابش را درهم کوبید و نخستین تلخکامیهارا بکامش داد. پدرش بدانگونه
شد که میدانیم، پدری آزاده، شاعر و آگاه که حضورش در تحمل نظام مسخره نبود.
خانواده اش نیز در اروپا بگونه دیگری دچار آسیب و آفات طبیعت شدند و سرانجام در
بغضهای بسته دوران، گرفتارآمد. لیلا روشنی در شخصیت شاعرانه خود میان طاقت آفرینی در خویشتن برای تحمل رنجها و نیز گرایشی بسوی بر تافتن اندیشه های رهایی تقلا میکرد. دلبستگی او به زبان فارسی، رغبت و شوق او به شعور شاعرانه، نگاه او به آزادی و موجودیتش برای اینهمه اورا در زیر فشار خشم و نفرت و نظاره به نا پاکیهای روزگار توانمند مینمود. او شعرهای نا امید و بن بست را آفرید، دیر تر سکوت زمستان ومعتاد تنهایی را ساخت و آنگاه در غربت برای آسمایی، گمکرده آشیانه، فصل غصه وانفجار را سرود. آری او با زندگی خویش نیز دفتری را سروده است که گوناگونی چامه و چکامه او با پارچه ی مرگ پایان پیدا کرد. اورا میشود در کل زندگی یک سروده ی و یک قصیده ی کامل تلقی نمود. دوران نوجوانی و آموزش شباهت به مقدمه قصیده یا غزلگونگی آغازدارد، دوران کار و کوشش همانند متن و بیان بخش اصلی ابیات قصیده اند و نیمه دیگر زندگانی او به همان پیام و موخره شعر مانند میشود، تلخ و تمام شونده! در آستانه چهارمین سال در گذشت این شاعر نام دار و نیک آیین، برای نکوداشت و تجلیل از مقام انسانی و اندیشگی اش اندیشه ی شاعران و زنان دیگر را پرسیده ایم که در این گفت و گزار ثبت است. دیگران در مورد او سخن گفته اند.
یادش گرامی بداریم و خاطرش همیشه زنده کنیم!
سایت خاوران
رادیو پیام زنان |
|